دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۱
فاطمه مطهری: در ارتباط با دیگران، تفاوتی میان فضای مجازی و واقعی وجود ندارد

به نظرم چه در محیط مجازی و چه در محیط حقیقی خانم‌ها و آقایان باید مراقب رفتارها و نوع صحبت‌هایشان با همدیگر باشند که متاسفانه در محیط مجازی این موضوع کمرنگ شده است و بعضی‌ها چون محیط مجازی است احساس می‌کنند می‌توانند ارتباط‌های راحت‌تری داشته باشند. من به شخصه تفاوتی برای این دو محیط قائل نیستم و تمام سعیم این است که این موارد را رعایت کنم.

سیده فاطمه مطهری، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فقه و حقوق و متولد سال هزار و سیصد و شصت و پنج است. سال هشتاد و دو با اینترنت آشنا شده است و به گفته‌ی خودش از همان زمان در سایت‌های مختلفی فعالیت می‌کرده است. از سال هشتاد و پنج وبلاگ‌نویسی را آغاز کرده است و در وبلاگ «نسیم حیات» و چند وبلاگ دیگر می‌نوشته است.

مطهری در حال حاضر در «مرکز فرهنگی پژوهشی زنان» مشغول به کار است. در ادامه مصاحبه «وبگاه لینک‌زن» را با نویسنده‌ی وبلاگ «وادی» یا همان سیده راحیل وبلاگستان زنان را می‌خوانید.

راحیل چه تفاوتی با سیده فاطمه مطهری دارد؟
راحیل شخصیت مجازی بود، در فضای مجازی متولد شده بود و همین‌جا هم زندگی می‌کرد ولی سیده فاطمه مطهری شخصیت حقیقی است که وارد فضای مجازی شده، یک مقدار جدی‌تر و رسمی‌تر از راحیل‌  و خط قرمزهایش هم بیشتر است.

خط قرمز یعنی چه؟ با چه چیزهایی خط قرمز دارید؟
خط قرمزها همان بایدها و نبایدهاست از نظر من. خط قرمزهایی هم که در این چند سال داشتم یکی‌اش چگونگی ارتباط با افراد مختلف در فضای مجازی بود، ارتباطات با آقایون، ارتباط در محیط‌های همگانی و عمومی اینترنت، لحن نوشته‌هایم، موضوع نوشته‌هایم و طرح کردن آنها، همه این‌ها مواردی بودند که سعی کردم در این چند سال رعایت کنم.

چرا دخترها دوست دارند در فضای مجازی شناخته نشوند؟ من خیلی‌ها را می‌شناسم که حاضر نیستند اسم‌شان در فضای مجازی بپیچد.
به نظرم یکی از علل اصلی این موضوع ناشناخته ماندن خانم‌ها برای این است که از اذیت‌ها مصون بمانند یا حرمتشان حفظ شود، یعنی بخش زیادی از آن هم به حیای خانم‌ها برمی‌گردد. درباره حفظ حرمت این را مثال می‌زنم که خیلی از خانم‌ها را دیدم که با اسم حقیقی خودشان کار میکردند و بعد چندوقت آقایان آن‌ها را با اسم کوچیک مورد خطاب قرار دادند. خیلی از خانم‌های ما، مخصوصا خانم‌های مذهبی، اصلا دوست ندارند توسط آقایان با اسم کوچک خطاب شوند، همین باعث شده است که با یک اسم غیرحقیقی و مجازی فعالیت کنند.

چرا نوشتن در «نسیم حیات» را ادامه ندادید؟
گاهی اوقات آدم به خانه‌اش خیلی علاقمند می‌شود و دوستش دارد ولی مجبور می‌شود اسباب‌کشی کند و به یک خانه جدید برود، من هم با همه‌ی علاقه‌ای که به «نسیم حیات» داشتم ولی بلاگفا را دیگر محیط مناسبی نمی‌دانستم و تصمیم گرفتم که وبلاگ مستقلی داشته باشته باشم و برای همین دامین و هاست گرفتم و به وادی اسباب کشی کردم.

محیط بلاگفا مناسب نبود یعنی چه؟ این‌که یک وبلاگ با دامنه‌ی اختصاصی داشته باشید واقعا چه سود و منفعتی دارد؟
بلاگفا سرویس خوبی بود، ولی گاهی اوقات قطع و وصل می‌شد، گاهی اوقات مطلب می‌نوشتم و وقتی منتشر می‌کردم بدون آرشیو شدن آن مطلبم، از صفحه مدیریت خارج شده بودم یکسری مشکلات فنی این مدلی داشت و البته امکاناتش هم کم بود. دقیقا مثل یک خونه استیجاری بود که صاحب خونه اجازه میخ کوبیدن زیاد روی در و دیوار را به شما نمی‌دهد، ولی وقتی خانه‌ات برای خودت باشد هم احساس امنیت بیشتری می‌کنی هم هر تغییری که خواستی می‌توانی در خانه‌ات اعمال کنی.

یعنی شما پیش‌نهاد می‌کنید به بقیه که روی دامنه‌ی شخصی کار کنند؟
قطعا پیشنهاد می‌کنم. تا حالا خیلی از دوستانم را هم به مستقل شدن تشویق کردم و بهشان در این کار کمک کرده‌ام. شاید یک مقدار این قضیه‌ی مستقل شدن و خرید هاست و دامین و قالب سخت به نظر برسد ولی بعدش  واقعا لذت‌بخش است.
البته من اینجا گلایه‌ای دارم از مسئولین، در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال امسال متوجه شدم وبلاگ‌هایی که دامنه اختصاصی دارند را جزو وبلاگ‌ها حساب نمیکنند، از این موضوع واقعا ناراحت شدم و نمی‌دانم بر چه اساسی چنین تصمیمی گرفته شده است.

بعد از آن سراغ وادی رفتید. وادی دومین وبلاگتان بود؟
بله رفتم به وادی، دومین وبلاگ رسمی‌ام بود، یعنی دومین وبلاگی که همه می‌دانستند برای راحیل یا فاطمه مطهری است، غیر از این دو تا وبلاگ، یک‌سری وبلاگ‌های دیگر با موضوعات دیگر داشتم و دارم.

چه شد که تصمیم گرفتید با نام واقعی خودتان بنویسید؟ این نوشتن را برایتان سخت نکرده است؟
بعد از چند سال وبلاگ‌نویسی به این نتیجه رسیدم که با نام خودم نوشتن، خیلی بهتر از اسم مستعار است و مطالب و نظرات با اسم واقعی شناخته و منتشر می‌شوند البته اکثر بچه‌های فضای مجازی می‌دانستند که راحیل، سیده فاطمه مطهری است. علت دیگر این تغییر اسم این بود که فعالیت‌هایم در فضای مجازی جدی و رسمی‌تر شد و با اسم رسمی خودم فعالیت کردن، بهتر بود. نوشتن سخت نشده است ولی بعضی از مطالبی که به ذهنم می‌آید برای نوشتن را ممکن است ننویسم یا با کمی سانسور و کم و زیاد بنویسم. البته قبلا هم به علت همان خط قرمزهایی که گفتم سعی می‌کردم هرچیزی را و با هر لحنی ننویسم.

سوال‌م را جواب ندادید. چه خوبی‌هایی داشت؟ رسمی بودن که دلیل نمی‌شود. الان هم خیلی‌ها هستند که با اسم مستعار دارند فعالیت می‌کنند. نمونه‌ا‌ش وبلاگ زهرا اچ‌بی که خودش هم در شبکه‌های اجتماعی فعال و موثر است. این رسمی شدن که می‌گویید یعنی موثرتر می‌خواستید فعالیت کنید؟
به نظر من مستعار بودن از درجه موثر بودن کم می‌کند. مثلا همان زهرا، اگر در فضای حقیقی شناخته شده بود وبلاگش و حرفایش تاثیرگذارتر می‌بود، احساس همدردری بیشتری با او می‌شد و می‌دانستیم او هم کسی است مثل ما نه فقط یک وبلاگ‌نویس، یا حتی وقتی یک وبلاگ‌نویس وارد فضای سایت‌های اجتماعی می‌شود یک مقدار به نظرم حقیقی‌تر می‌شود و از آن حالت ارتباط یک‌طرفه وبلاگ در می‌آید که فقط او بنویسد و بقیه بخوانند. ارتباط بیشتر با مخاطب‌ها به تاثیرگذاری بیشتر کمک میکند. من دلیلم موثرتر بودن نبود، راستش من آدم اجتماعی‌ای هستم و اصلا نمی‌توانم خودم را پنهان کنم.

«نسیم حیات» یا «وادی» کدامشان بیشتر به خودتان با نگاهی بدون خودسانسوری نزدیک بود؟
نمی‌توانم بینشان تفکیک کنم، وقتی به هردوی‌شان نگاه می‌کنم «نسیم حیات» را یک دخترک بیست و یکی دو ساله می‌بینم که شیطنت‌های خاص خودش را دارد و تازه دارد با دوران جوانی آشنا می‌شود و حرف‌های خاص خودش را می‌زند ولی «وادی» یک دختر بیست چهار و پنج ساله است که نسبت به «نسیم حیات» بزرگتر شده و باد دوران جوانی از سرش رفته است و بیشتر عاقلانه می‌نویسد. هردوی‌شان خودم هستم به مقتضای سنی که داشتم و در آن می‌نوشتم.

از تفاوت‌های سیده فاطمه مطهری در دنیای واقعی و مجازی برایمان بگویید. اصلا تفاوتی بین دنیای واقعی و مجازی می‌بینید؟
البته به نظرم جواب این سوال را دوستانم باید بدهند (می‌خندد). تفاوت که قطعا وجود دارد، خیلی‌ها به من گفتند که در فضای مجازی خشن هستم! البته منظورشان همان جدی بودن است که به نظرم باز بر می‌گردد به همان خط قرمزها و حفظ حریم. البته در محیط‌های حقیقی و زنانه اصلا این طور نیستم. به نظرم چه در محیط مجازی و چه در محیط حقیقی خانم‌ها و آقایان باید مراقب رفتارها و نوع صحبت‌هایشان با همدیگر باشند که متاسفانه در محیط مجازی این موضوع کمرنگ شده است و بعضی‌ها چون محیط مجازی است احساس می‌کنند می‌توانند ارتباط‌های راحت‌تری داشته باشند. من به شخصه تفاوتی برای این دو محیط قائل نیستم و تمام سعیم این است که این موارد را رعایت کنم.

چقدر مخاطب برایتان مهم است؟ اینکه پست‌هایتان دیده شوند تاثیری در کفیت نوشته‌هایتان می‌گذارد؟
مسلما مخاطب و بازدید مطلب برای نویسنده مهم است، چون اگر یک وبلاگ و مطالبش بازدید نداشته باشد و نویسنده بفهمد که مطالبش خوانده نمی‌شود یکی از بزرگترین انگیزه‌های نوشتنش را از دست می‌دهد، من هر روز بازدیدهای وبلاگم را چک می‌کنم، البته هم تعداد بازدیدها برام مهم است و هم اینکه از کجا و با چه کلیدواژه و سرچی وارد وبلاگم شدند برام اهمیت دارد. گاهی اوقات هم سایت‌های خبری و فرهنگی مختلف مطالب وبلاگم را بازنشر می‌‌کنند، وقتی می‌بینم آدم‌های بیشتری مطالب وبلاگم را می‌خوانند سعی می‌کنم مطالبی با کیفیت بهتری ارائه کنم و به مخاطبم بدهم.

اتفاق افتاده که از نوشتن پستی هم پشیمان شده باشید؟
یادم نمی‌آید. البته گاهی اوقات که آرشیو اوایل وبلاگ‌نویسی‌ام را می‌خوانم، از نوشته‌هایم خنده‌ام می‌گیرد و با خودم می‌گویم اینا چیه من می‌نوشتم (می‌خندد)

از دوستی‌هایی که در فضای مجازی شکل گرفته است و وبلاگستان واسطه‌ی آنها بوده است راضی بوده‌اید؟
خیلی زیاد. من الان دوست‌های زیادی (چه حقیقی چه مجازی) دارم که ابتدای آشنایی‌مان از اینترنت بوده است، حالا یا به واسطه وبلاگ‌هامان با هم دوست شدیم یا از طریق سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی. دوستی‌هایی که برایم خیلی ارزشمند هستند و دوستشان دارم. وقتی این دوستی‌ها از فضای صرف مجازی خارج می‌شود و در فضای حقیقی ادامه پیدا می‌کند، به نظرم خیلی مستحکم‌تر می‌شود، من خیلی از دوست‌های فضای مجازی‌ام را سعی کردم در فضای حقیقی ببینم و با آنها بیشتر آشنا شوم و این آشنایی حقیقی خیلی به من کمک کرده است.

فکر می‌کنید خانم‌های مذهبی تا چه حد توانستند در فضای مجازی تاثیرگذار باشند؟
در این سال‌ها آن چیزی که من مشاهده کردم این بود که بیشتر فعالیت خانم‌های ما یا در وبلاگستان بوده یا در شبکه‌های اجتماعی. در همین دو حیطه خیلی وقت‌ها خانم‌ها موج یا جریانی را راه اندازی و مدیریت کردند مثل موج‌های وبلاگی که راه انداختند و خوب هم پیش بردند، ولی به نظرم هنوز خیلی از خانم‌های مذهبی جای فعالیت بیشتر و جدی‌تری دارند و می‌توانند بیشتر از این فضا و امکاناتش استفاده کنند و حرف‌هایشان را بزنند و تاثیرگذار باشند. خانم‌ها در فضای مجازی کمتر تاثیرگذار هستند و بیشتر تاثیرپذیر هستند. به قول یکی از دوستانم انقلاب اسلامی از نصفی از نیروهایش که خانم‌ها هستند، به خوبی استفاده نمی‌کند.

تا حالا به خودتان گفته‌اید که کاش خانم‌ها در مورد موضوعاتی در وبلاگ‌های‌شان بیشتر می‌نوشتند یا تولید محتوا می‌کردند؟
اینکه در وبلاگ‌هایشان یا اکانت‌های شبکه‌های اجتماعی‌شان بنویسند خیلی خوب است، ولی گاهی اوقات خانم‌ها حتی درباره‌ی مسائلی که مربوط به خودشان است “نظر” هم نمی‌دهند. من چندبار در وبلاگم مطالبی نوشتم که مربوط به زنان و مسائل مربوط به آنها بود ولی بیشتر از اینکه خانم‌ها نظر بگذارند و درباره‌ی آن موضوع حرف بزنند، آقایان اظهار نظر می‌کردند و به نظرم این اصلا خوب نیست و همین نکات باعث می‌شود که در همه مسائل مربوط به بانوان (در فضای حقیقی و مجازی) آقایان اظهار نظر و تصمیم‌گیری کنند. 

خودتان درباره آن موضوعاتی که کمتر نوشته شده است به سهم خودتان چه مطالبی نوشتید؟
من دو سه مطلب درباره حجاب و پوشش خانم‌ها نوشتم و نظراتم را درباره پوشش و رنگ آن نوشتم. درباره موضوعات دیگر در حوزه زنان هم چندین بار نوشتم مثل واگن ویژه بانوان در مترو، اشتغال زنان و کلا یکی از موضوعات وبلاگم «وادی زنان» است.

اشاره‌ای داشتید به «وادی زنان»، این قسمت جایگاه ویژه‌ای در وبلاگ شما دارد. بخشی از این دغدغه‌ها مربوط به فعالیتی می‌شود که در زمینه مسائل مربوط به زنان در فضای مجازی دارید؟
تقریبا. البته من وبلاگم و قسمت‌هایش را قبل از فعالیت‌های جدی‌‌ام در این حوزه آغاز کرده بودم، یعنی کلا حوزه زنان همیشه دغدغه‌ام بوده و هست و به خاطر همین دغدغه داشتن، فعالیت اصلی‌ام را هم در همین زمینه قرار دادم. این موضوع باعث شده با مسائل جدیدی در حوزه زنان روبه رو و آشنا شوم که قبلا نمی‌دانستم و اطلاع نداشتم و موضوعات جدیدی برای نوشتن پیدا کنم.

این‌ که می‌گویید فعالیت اصلی‌تان را در همین زمینه قرار دادید یعنی چه؟ الان چه کار می‌کنید؟
الان در «مرکز فرهنگی پژوهشی زنان» مشغول هستم. کار ما حول محور زنان و خانواده است و فعالیت‌های‌مان هم در محیط مجازی است. مرکز تا الان سه تا از سایت‌هایش را در موضوع زنان رونمایی کرده است «زنان پرس»، «لینک‌زن»، «مطالعات زنان» و سه  سایت دیگر هم در دست افتتاح و بازگشایی است ان شاء الله.

در شبکه‌های اجتماعی فعالیت خوبی دارید. حضور خانم‌ها را در این شبکه‌ها چقدر لازم می‌دانید؟ با توجه به اینکه بعضی معتقد هستند که باعث اتلاف وقت یا ضربه زدن به وبلاگ نویسی می‌شود.
به نظرم خانم‌ها باید در شبکه هم حضور داشته باشند ولی هدفمند و با برنامه ریزی. شبکه‌های اجتماعی خوبی‌ها و استفاده‌های مفیدی دارد و همین طور می‌تواند بدی‌هایی مثل اتلاف وقت و ضربه‌های دیگر داشته باشد، مثل هرکار دیگه‌ای که خوبی و بدی دارد و خود آدم باید با برنامه‌ریزی و چشم باز واردش شود و مواظب عملکردها و فعالیت‌های خودش باشد که بتواند کمترین ضربه را بخورد و بیشترین استفاده را بکند. شبکه‌های اجتماعی به نظرم محیط خیلی مناسبی برای شناساندن وبلاگ می‌تواند باشد و خانم‌ها از طریق فعالیت در شبکه‌ها میتوانند خودشان و وبلاگشان را بیشتر معرفی کنند و با وبلاگ‌ها و نویسنده‌های دیگر آشنا شوند.

کاربردی‌تر می‌توانید برایمان توضیح بدهید؟ با مثال.
ببینید مثلا یکی از دوستان بود دو سال پیش تقریبا، وبلاگ می‌نوشت و وبلاگش بازدید متوسطی داشت. بعد از یک مدت عضو یکی از شبکه‌های اجتماعی شد و با معرفی وبلاگش در شبکه‌ها هم بازدید وبلاگش و خواننده‌هایش بیشتر شدند هم وبلاگش شناخته شد و معروف شد. خیلی از مدیران و فعالان سایت‌های اینترنتی در شبکه‌ها عضو هستند و این طوری هم می‌شود با آنها ارتباط گرفت هم توانایی‌های خودمان و وبلاگمان را می‌‌توانیم نشان بدهیم. البته باز هم می‌گویم که هرجائی خوبی‌ها و بدی‌های خودش را دارد و این خود افراد هستند که باید مراقب خودشان و رفتارهایشان باشند.

وبلاگ‌نویسی به شما چه چیزی اضافه کرده است؟ یعنی باعث شده مسیر زندگی‌تان تغییر جدی‌‌ داشته باشد؟
وبلاگ‌نویسی و فعالیت در فضای مجازی هر دو با هم در زندگیم تاثیر داشته است، شاید سال ۸۳ که برای اولین بار ایمیل ساختم اصلا فکر نمی‌کردم که روزی زندگی‌ام انقدر در فضای مجازی، جریان داشته باشد و بگذرد. من الان شغلم در فضای مجازی است که ساعت زیادی از روز را از من می‌گیرد، غیر از ساعات کاری هم خیلی از اوقاتم در فضای مجازی می‌گذرد متاسفانه! (می‌خندد) علاوه بر این‌ها من در دنیای مجازی با خیلی از آدم‌ها آشنا شدم، با خیلی از خانم‌ها دوست شدم و از این بابت خوشحالم.

فکر می‌کنید دوستانتان چقدر شما را از دریچه‌ی وبلاگتان می‌بینند؟
راستش در چند سال اخیر شبکه‌های اجتماعی باعث کم رونق شدن وبلاگ‌ها شدن متاسفانه، من و وبلاگم هم مستثنی از این قاعده نبودیم و درجواب این سوالتان هم باید بگویم بیشتر من را با نام مستعارم در شبکه‌های اجتماعی (سیده راحیل) و نوشته‌هایم در این شبکه‌ها می‌شناسند تا وبلاگم. مثلا اگر بخواهم درجمعی حقیقی از بچه‌های مجازی خودم را معرفی کنم، سیده راحیل معروف‌تر از سیده فاطمه مطهری است متاسفانه!

و سوال آخر اینکه وبلاگ نویسی را تا کجا قرار است ادامه بدهید؟
تا جائی که به موضوعات وبلاگم «وادی مادرانه» و حتی «وادی مادربزرگانه» را اضافه کنم. ان‌شاء‌الله

Share

یک پاسخ به “فاطمه مطهری: در ارتباط با دیگران، تفاوتی میان فضای مجازی و واقعی وجود ندارد”

  1. این مصاحبه و پست برام شده یادآور نمایشگاه رسانه های دیجیتال :)
    بعضی ها میفهمیدن این منم :دی

پاسخ دهید

پیش‌نهاد وبلاگ