سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۱
تردیدهایی که کنار گذاشته شد؛ من اینگونه چادری شدم

مدتی به خاطر قانون مدرسه به اجبار چادر سر می‌کرد اما پس از اینکه متوجه شد الزام گذاشتن چادر در مدرسه برداشته شده از اولین کسانی بود که چادر را از سرش برداشت. چون معتقد بود که حجابش هیچ اشکالی ندارد.

در اولین خاطره از فراخوان وبلاگی «چی شد چادری شدم؟» از با حجاب بودنش در کودکی نوشته و از اینکه مدتی به خاطر قانون مدرسه به اجبار چادر سر می‌کرده اما پس از اینکه متوجه شده الزام گذاشتن چادر در مدرسه برداشته شده از اولین کسانی بوده که چادر را از سرش برداشته. چون معتقد بود که حجابش هیچ اشکالی ندارد. اما ماجرای چادری شدن او از اردوی سه روزه مشهد شروع شد. سفری که در آن چادر سر می‌کرده. البته ابن بار با علاقه و میل خودش و بعد از آن سفر بوده که تردیدهایش را کنار می‌گذارد و تصمیم می‌گیرد همیشه چادر سر کند. او درباره این تصمیمش نوشته:«اولین باری که می‌خواستم از خونه برم بیرون آماده شده بودم. داشتم از پله‌ها می‌رفتم پایین تو همین فاصله از خودم پرسیدم تو مشهد برای چی چادر سرت می‌کردی؟ و به خودم جواب دادم: به حرمت امام رضا (ع). یک دفعه از خودم پرسیدم خب اینجا هم شهر امام زمانه اینجا هم مورد توجه امام زمان هستی آقا داره تو رو می بینه. چطوری می‌خوای بری توی خیابون وقتی امام زمان (عج) داره تو رو می‌بینه. رسیده بودم به در خونه در رو باز نکردم. برگشتم تو اتاقم. چادرم رو برداشتم و چادری شدم برای همیشه.»

آنچه خواندید ماجرای چادری شدن خانم عالیا نراقی نویسنده وبلاگ «من و چادرم، خاطره‌ها» بود. نراقی گرچه در دانشگاه در رشته مهندسی شیمی تحصیل کرده اما حتی از همان سال‌های تحصیل در دانشگاه هم به دنبال فعالیت‌های فرهنگی بوده و بعد از آن نیز تصمیم گرفته روی فعالیت‌های فرهنگی متمرکز شود. نتیجه این کار وبلاگی بوده که در آن خاطرات افراد مختلف درباره‌ی چادری شدنشان را جمع کرده و البته این خاطرات تبدیل به نمایشگاه هم شده و کتابی هم از این خاطرات منتشر شده است. به همین بهانه به سراغ خانم نراقی رفتیم و درباره‌ی وبلاگ و دغدغه‌هایش با هم صحبت کردیم؛

 

وبلاگ «من و چادرم، خاطره‌ها» از چه زمانی و چطور شروع به کار کرد؟

چند سال قبل وقتی خاطره‌ی چادری شدن خودم را در وبلاگم گذاشتم با استقبال زیادی روبه رو شدم بسیاری از وبلاگ‌ها و سایت‌ها آن را باز نشر دادند و جالب‌تر از آن نظراتی بود که ذیل خاطره‌ام می‌دیدم که از برطرف شدن تردید افرادی که شرایطی شبیه شرایط من و تردیدهایی شبیه تردیدهای من در انتخاب چادر داشتند حکایت می‌کرد در حقیقت آنچه به من کمک کرده بود تردیدم را کنار بگذارم جواب سوال‌های آنها هم بود با خودم فکر کردم ای کاش افراد بیشتری خاطره‌ی این انتخابشان را بنویسند تا هرکس در هر شرایطی که هست افرادی “هم شرایط” خود را ببیند که چگونه بر تردیدهایشان در انتخاب حجاب برتر غلبه کرده‌اند شاید کمکی به برطرف شدن تردیدهای این افراد باشد. بالاخره اواخر شهریور ماه سال ۱۳۹۰ این وبلاگ با فراخوان وبلاگی من و چادرم و با موضوع “چی شد چادری شدم؟” افتتاح شد.

چرا چادر را انتخاب کردید؟ نمی‌شد تاکید شما روی مساله حجاب باشد؟

خب من از افرادی بودم که از سنین کودکی یا بلافاصله بعد از سن تکلیف چادری نشدم در عین اینکه از همان سنین به عنوان یک فرد محجبه که در هیچ شرایطی از حجاب خود حتی ذره‌ای کوتاه نمی‌آید بین آشنایان مشهور بودم و شاید همین مساله هم باعث شده بود که زیاد به چادر فکر نکنم. می‌خواهم بگویم که  هر دو حالت را تجربه کرده‌ام و با همه‌ی وجود دریافته‌ام کسی که به دنبال رضایت خداوند است آرامشی که با چادر به دست می‌آورد را در پوشش‌های دیگر نمیابد. چرا  از زیبایی‌های معنوی چادر برای خواهران مسلمانم که دغدغه‌ی عالی‌ترین مراتب بندگی خداوند را در تمام زمینه ها دارند نگویم؟

متاسفانه تبلیغات مسمومی علیه چادر وجود دارد که باعث شده سوء تفاهم‌هایی در مورد آن به وجود بیاید که خود ما هم دچار بعضی از آن سوء تفاهم‌ها شده بودیم حالا که خداوند بر ما منت گذاشت و به عنایت اهل بیت علیهم السلام این فیض نصیبمان شد وظیفه‌ی خودمان می‌دانیم تا جایی که می‌توانیم در رفع این سوء تفاهم‌ها تلاش کنیم.

ضمن اینکه همه می‌دانیم حجاب در دین ما حدود مشخصی دارد و هرکس این حدود را به خاطر خدا رعایت کند ان شاء الله از او پذیرفته می‌شود این مساله‌ای‌ست که بارها در وبلاگ عنوان کرده‌ایم اما به عنوان کسی که حجاب بدون چادر را هم تجربه کرده است وظیفه‌ی خود می‌دانیم که به خواهران خوبم بگوییم حفظ آن حدود با چادر به مراتب آسانتر و کامل‌تر صورت می‌گیرد و امید داریم این طرح برای خواهران مسلمانمان که در کسب رضایت خداوند به حداقل‌ها قناعت نمی‌کنند مفید باشد.

 

نظرتان درباره‌ی مدل‌های جدید چادر که وارد بازار شده‌اند چیست؟ از نظر حجاب و پوشش چقدر مناسب هستند؟

مدل‌های مختلف که با نام چادر در بازار موجودند آنقدر متنوعند که نمی‌شود در موردشان یک نظر کلی داد. بعضی‌ها تمام ویژگی‌های خوب چادر معمولی(نیم دایره) را ندارند بعضی‌ها نه تنها تمام ویژگی‌های خوب چادر معمولی را دارا هستند برخی آسیب‌های آن را هم ندارند. اگر معیار ما قرآن کریم باشد با تحقیق در مورد کلمه‌ی قرآنی جلباب و رجوع به متخصصان دین می‌توانیم به راحتی بهترین پوشش را که به تقوا نزدیک‌تر باشد انتخاب کنیم.

 

چادرهای رنگی به نظرتان می‌توانند جایگزین چادر مشکی شوند؟

به نظرم به طور کلی در مورد اینگونه سوالات باید خیلی احتیاط کرد مبادا از روی سلیقه‌ی شخصی جواب دهیم بهترین کار این است که سوالاتی از این دست از متخصصان دین و مراجع محترم پرسیده شود. خود من به شخصه از هر طرف که تحقیق کردم به این نتیجه رسیدم که چادر مشکی بهترین گزینه است.

 

وضعیت حجاب در جامعه را چطور می‌بینید؟ در حال حاضر چه کارهایی باید در زمینه عفاف و حجاب صورت بگیرد که نگرفته؟

هجمه‌ی شدید دشمن به بحث حجاب و عفاف کاملا واضح هست در مقابل دفاع محکمی صورت نگرفته در صورتی که آنقدر این بحث افتخار آمیز است و آنقدر دست ما از استدلال‌های عقلی و عاطفی پر است که می‌بایست در زمینه‌ی حجاب و صدور تفکر آن به جهان، پیش رو باشیم اما به دلیل ضعف‌های زیادی که وجود داشت و وجود دارد مورد هجوم قرار گرفتیم به قول کارشناس بزرگواری با این ظلم فرهنگی این مقدار حجاب هم معجزه است. شما به من بگویید در حال حاضر چه کار مهم و تاثیرگذاری در مورد بحث حجاب صورت گرفته تا من به شما از کارهای صورت نگرفته بگویم البته جلسه و جشنواره بسیار برگزار می‌شود خود ما در این جشنواره‌ها به امید شرکت می‌کنیم که این طرح توسط مسئولین دیده شود و از آن به صورت کاربردی استفاده شود اما نهایت اتفاقی که می‌افتد تجلیل و تقدیر است و بعد تمام می‌شود.  متاسفانه این در حالی‌ست که به شدت آمادگی و حتی تشنگی برای بحث حجاب وجود دارد این مساله را ما به عینه در همین حرکت وبلاگی شاهد بودیم.

 

نظرتان درباره گشت ارشاد چیست؟ آیا این طرح اثرات مثبتی در جامعه داشته؟

البته من یک احاطه‌ی کامل و همه جانبه بر این طرح ندارم که بتوانم یک نتیجه گیری کلی و دقیق داشته باشم طبق قانون راه کارهای اجرایی عفاف و حجاب  مصوب ۱۸ دی ۱۳۸۴ شورای عالی انقلاب فرهنگی دستگاه‌های زیادی در مورد بحث حجاب و عفاف وظایفی دارند ضمن اینکه همه‌ی ما شرعا و اخلاقا در این زمینه نسبت به یکدیگر مسئولیم. به نظر من تخطئه‌ی کامل دستگاهی که وظیفه‌ی خود را انجام می‌دهد و این انجام وظیفه به دلیل اشتباهات فردی برخی از نیروی انسانی آن دستگاه یا عمل به وظیفه نکردن بقیه‌ی دستگاه‌ها بهترین نتایج را نمی‌دهد یا حتی در برخی موارد نتایج بدی دارد کار درستی نیست. باید ضعف‌ها و کمبودها با نگاهی دلسوزانه بررسی و رفع شود ضمن آنکه امیدواریم نقد عملکرد یک دستگاه که وارد میدان شده وجدان ما را از بی‌تفاوتی خودمان و دیگر دستگاه‌ها نسبت به بحث حجاب و عفاف راحت نکند.

 

به نظرتان خانم‌های چادری در حال حاضر در جامعه به خاطر چادرشان با مشکل مواجه هستند؟ از نظر برخوردهای نامناسب یا مواردی از این دست؟

در همین خاطرات می‌بینیم تعدادی از خانم‌ها به خاطر چادرشان با مشکل روبه رو هستند که بیشتر این برخوردها از طرف حلقه‌ی اطرافیان و فامیل و دوستانشان است که تجربه نشان داده شده بیشتر این مشکلات بعد از مدتی به زیباترین شکل برطرف می‌شود. اما برخورد نامناسب از طرف افراد دیگر باید ریشه یابی شود اگر ما چادر را با تمام آداب آن داشته باشیم از این آسیب‌ها جلوگیری می‌شود نهایتا از طرف افرادی که نگاه انسانی به خانم‌ها ندارند چیزی هم بشنویم که ناشی از خشم آنان از این انتخاب است اما احترامی که چادر به همراه می‌آورد حتی از طرف افرادی که با آن موافق نیستند بسیار بسیار بیشتر از نمونه‌های این چنینی است. و رضوان من الله اکبر.

برگردیم به بحث وبلاگ، خوانندگان وبلاگ شما فقط زنان چادری هستند؟ آقایان خواننده وبلاگ شما نیستند؟

از بازخوردهای مختلفی که به ما می‌رسد به نظر می‌آید چه از خانم‌ها و چه از آقایان افراد مختلفی مخاطبین دائمی وبلاگ ما هستند، افرادی که دغدغه‌ی بحث حجاب و عفاف دارند یا افرادی که در این زمینه تردید یا سوالات جدی دارند و افرادی که موافق یا مخالف این مباحث هستند افرادی که صرفا کنجکاوند و … جزء  مخاطبین این طرح هستند.

 

تا کجا این وبلاگ قرار است ادامه پیدا کند؟

تا زمانی که احساس کنیم مفید هستیم طرح را ادامه می‌دهیم.

 

قصد ندارید  وبلاگ را مستقل کنید؟ یا تغییراتی در آن ایجاد کنید؟

اگر منظورتان از مستقل کردن تبدیل آن به سایت است خیر اگرچه پیشنهادهای زیادی داشتیم و حتی بزرگوارانی به ما پیشنهاد هاست رایگان دادند اما این طرح همه جوره یک طرح وبلاگی‌ست.

 

برایمان کمی از کتاب «چی شد چادری شدم؟» بگویید. چه شد که تصمیم گرفتید این خاطره‌ها چاپ شوند؟

 کتاب شدن خاطره‌ها بیشتر از آنکه فکر خود ما باشد پیشنهاد مخاطبین وبلاگ بود. وقتی این وبلاگ راه اندازی شد بیشترین امید ما این بود که این خاطره‌ها خوانده شود شاید تجربه‌ی افرادی که به حجاب برترشان عشق می‌ورزند در بزنگاه‌هایی که سال‌ها بعد در زندگی افراد به وجود می‌آید به آنها برای انتخاب درست کمک کند اما بعد از ارسال تنها ۲۹ خاطره ایمیلی به دست ما رسید که خانمی به ما خبر داده بود فقط با خواندن این خاطره‌ها توانسته بر تردیدهای خود غلبه کند و حجاب برتر را انتخاب کند بعدها باز هم از این ایمیل‌ها به دست ما رسید البته این افراد خیلی قلب‌های آماده‌ای داشتند و گویا فقط منتظر یک تلنگر بودند در هر حال از طرف تعدادی از مخاطبین به ما پیشنهاد شد خاطرات به شکل کتاب در بیاید چون همه‌ی افراد به اینترنت دسترسی ندارند و یا در صورت دسترسی از این طرح بی اطلاعند اما کتاب راحت‌تر به دست افراد می‌رسد اول این پیشنهاد را به عنوان لطف مخاطبین خواندیم و تشکر کردیم اما یکی از آن افراد این پیشنهاد را خیلی جدی دنبال کرد تا آنجا که یک روز به ما گفتند اگر عدم پیگیری ما به خاطر هزینه‌های مالی‌‌اش است حاضرند این هزینه‌ها را تقبل کنند آن روز خیلی تحت تاثیر قرار گرفتیم و  گفتیم بعضی از مخاطبان از خود ما جدی‌ترند و این شد که به شکل جدی مسئله‌ی چاپ کتاب را پیگیری کردیم که البته به خاطر کم تجربگی خیلی اذیت شدیم فضاهایی که در آن کار کرده بودم که به شدت با فضای بازار کتاب متفاوت بود برای همین خیلی ضربه خوردیم حتی مجبور شدیم ناشر را عوض کنیم برنامه ریزی ما برای چاپ کتاب در ایام راهیان نور بود اما آنقدر اهمال و بدقولی صورت گرفت که اواخر فروردین ماه کتاب از چاپ بیرون آمد.

آن طور که در وبلاگتان نوشته‌اید برای چاپ دوم کتاب به مشکل برخورده‌اید. این مشکل برطرف شدنی نیست؟

بله حدود یک هفته‌ی قبل وقتی می‌خواستیم برای چاپ دوم کتاب اقدام کنیم متوجه شدیم قیمت کاغذ به شدت گران شده. برای تهیه‌ی این هزینه‌ی اضافی آنقدرها مشکل جدی نداریم چون مثل دوره ی قبل دلسوزانی هستند که به ما کمک کنند و تا برگشت هزینه صبر کنند مسئله اینجاست که قیمت کتاب گران تمام می‌شود.

در چاپ اول برای اینکه کتاب بیشتر به دست مخاطب برسد قیمت آن را خیلی پایین‌تر از عرف بازار قرار دادیم که همین هم باعث شد تا بگویند برای سیستم توزیع نمی‌صرفد که آن را توزیع کند و تنها راه توزیع کتاب همین وبلاگ بود تصمیم داشتیم برای چاپ بعدی کمی قیمت را افزایش دهیم تا سیستم توزیع بتواند در کتاب‌فروشی‌های سطح کشور آن را پخش کند اما با گرانی شدید کاغذ روبه رو شدیم حالا اگر بخواهیم هر دو مورد را لحاظ کنیم قیمت کتاب خیلی بالا می‌رود که مطلوب ما نیست. اگر وضیعت گرانی کاغذ سروسامان نگیرد احتمالا باز مجبوریم از توزیع گسترده آن توسط سیستم توزیع چشم پوشی کنیم.

 

در حال حاضر چه مشکلاتی برای بهتر انجام شدن این طرح دارید؟

بزرگترین مشکل ما توانایی اندک ما برای اطلاع رسانی گسترده‌ست . من فکر می‌کنم اگر مردم از این طرح مطلع شوند خودشان خیلی از امور را سرو سامان خواهند داد هم چنان که تا اینجا هم دلیل موفقیت این طرح کمک گسترده‌ی همسنگران ما در این میدان مجازی بوده که طرح را اطلاع رسانی کرده‌اند و حتی برای معرفی کتاب در خارج از فضای مجازی در شهرهای مختلف اقدام کرده‌اند. افرادی هستند که یک جلد از این کتاب را به دست گرفته‌اند و به سازمان‌ها و ارگان‌های مختلف در شهرشان مراجعه کرده و کتاب را معرفی می‌کردند همین قدر هم که طرح چه در قالب وبلاگ و چه در قالب کتاب و نمایشگاه پوستر موفق بوده مرهون کمک‌های تک تک این افراد هست و ما امید بسته‌ایم به خلوص تمام بزرگوارانی که گمنام و بی ادعا تمام تلاش‌شان را برای کمک به این طرح کردند خداوند از تمامی این مجموعه این قلیل را بپذیرد.

نمایشگاه پوستر من و چادرم هم در کنار همین طرح برگزار شد. استقبال از این نمایشگاه چطور بود؟ قصد ندارید  باز هم  نمایشگاه  برپا کنید؟

در مورد نمایشگاه پوستر می‌توان گفت صفر تا صد آن توسط «وبلاگ ذوالعهد» صورت می‌گیرد چه بحث طراحی پوستر خاطرات و چه مدیریت برگزاری آن. در نتیجه اطلاعات کاملی در این مورد ندارم. دورادور از مراجعاتی که به خود ما می‌شود و سوالاتی که در مورد نمایشگاه پوستر دارند که البته همه را به همان وبلاگ ارجاع می‌دهیم به نظر می‌آید مورد استقبال قرار گرفته است.

 

علاقه‌مندان چطور می‌توانند کتاب «چی شد چادری شدم؟» را تهیه کنند؟

در حال حاضر تنها  راه توزیع کتاب همین وبلاگ هست که دوستان می‌توانند با شماره‌ای که در آن  اعلام شده برای خرید جزئی یا عمده تماس بگیرند تا کتاب برایشان پست شود البته دو مرکز فروش کتاب هم در شهرهای تهران و سبزوار در مورد عرضه‌ی کتاب‌ها قبول زحمت کردند که آدرس آنها در همان لینک مربوط به کتاب در وبلاگ آمده است.

 

یک خاطره که خیلی به دلتان نشست…

واقعا تمامی خاطرات را خیلی دوست دارم. اتفاق خیلی خوبی که خود به خود افتاد و به خاطرش بسیار خدای بزرگ را شاکریم این بود که از شرایط مختلف خاطره داشتیم به شکلی که شرایط ویژه‌ای به ذهنمان نمی‌رسد که از آن حداقل یک نمونه خاطره نداشته باشیم. خاطره‌ی افرادی که از سنین پایین چادری شده بودند که الگوی مناسبی‌ست برای پدرها و مادرها. خاطره‌ی افرادی که در مدرسه چنین انتخابی داشتند که الگوی مناسبی‌ست برای خود دوستان نوجوان و همینطور مدیران و مربیان فرهنگی مدارس. خاطرات افرادی که در دانشگاه چادری شدند. خاطره‌ی افرادی که در یک اردوی مذهبی  و یا راهیان نور چادری شدند. خاطره‌ی افرادی که با یک نشریه‌ی دانشجویی به این انتخاب رسیدند. خاطره‌ی افرادی که در روند ازدواجشان چنین انتخابی داشتند. خاطره‌ی افرادی که محجبه نبودند و چادری شدند. خاطره‌ی افرادی که محجبه بودند و چادری نبودند. خاطره‌ی افرادی که خانواده‌هایشان با این انتخاب مخالف بودند. خاطره‌ی افرادی که همسرشان با این انتخاب مخالف بود. خاطره‌ی افرادی که تردیدها و شبهه‌های خاصی در ذهن داشتند و به جواب رسیده بودند. خاطره‌ی افرادی که چادری بودند اما در نگه داشتن آن دچار تردید بودند و بر اساس جریانی مصمم شدند. برای همین تک تک این خاطره‌ها برایم بسیار جذاب و آموزنده بود و هست به طوری که هنوز وقتی برای چندمین بار یکی از آنها را می‌خوانم باز هم تحت تاثیر قرار می‌گیرم با یکی اشک می‌ریزم و با یکی غرق شادی می‌شوم و از بسیاری می‌آموزم این اتفاق فقط و فقط لطف خدا بود چیزی نبود که به هیچ وجه دست ما باشد ما هم خودمان را صاحب این طرح نمی‌دانیم . این طرح از دعایی زیر قبه‌ی حرم امام حسین علیه السلام شروع شد و با توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها و فرزندان پاکشان علیهم السلام ادامه یافت و تنها نگرانی ما این است که خود ما کاری نکنیم که این فیض خادمی از ما گرفته شود.

 

Share

پاسخ دهید

پیش‌نهاد وبلاگ