سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۱
بعد از هر رباعی که خواندم آقا تحسینی داشتند

واقعا انتخاب پنج رباعی از حدود دویست و پنجاه رباعی برایم خیلی سخت بود و سخت‌تر اینکه قالب رباعی بخوانم بهتر است یا غزل و…! با توجه به اینکه سعی کردم در مضامین مختلف شعر بخوانم پنج رباعی متفاوت خواندم که الحمدلله مورد تایید رهبر قرار گرفت.

عارفه دهقانی شاعر آیینی کشورمان متولد تیرماه شصت و هشت در تهران است. او در رشته ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده و از مهرماه دوره کارشناسی ارشدش را در همین دانشگاه آغاز خواهد کرد. سال هشتاد و نه مجموعه صد و پنجاه رباعی او به نام «آخر شخص مفرد» در انتشارات سوره مهر به چاپ رسید و در حال حاضر نیز در لیست چاپ دوم قرار دارد. حدودا سه سالی می‌شود که به جرگه متاهلین پیوسته است. همسر او «حمیدرضا نوری» نیز از شاعران معاصر و آیینی است.

به بهانه‌ی حضورش در دیدار شعرا با رهبر انقلاب، با او گفت و گویی درباره شعر، ادبیات زنان و  دیدار با رهبر انقلاب انجام داده‌ که خواندن آن خالی از لطف نیست.

 

عارفه دهقانی چه وقتی متوجه شد که می‌تواند شعر بگوید و برای پرورش این استعداد چه کرد؟

سیزده ساله بودم که در مسابقه شعری در منطقه سیزده شرکت کردم. غزلی برای امام حسین (ع) گفته بودم که به کمک معلم ادبیاتم خانم عبدی، به وزن و قافیه‌ی آن سر و سامان دادم و اتفاقا همان غزل رتبه دو را منطقه آورد. این موفقیت خیلی مرا تشویق کرد که کارهای جدی‌تری انجام دهم. بعد از آن دیوان شعر امام خمینی را خیلی می‌خواندم و با اصطلاحات شعری امام آشنا شدم. حدود دو سال بعد نزد استاد سیمین دخت وحیدی رفتم که ایشان زبان شعری من را تغییر دادند و به موفقیت من کمک کردند. بعد از آن به قالب رباعی علاقه مند شدم و صد و پنجاه رباعی که از۱۷-۱۸سالگی کار کردم توسط بسیاری از اساتید گرامی‌ام در حوزه هنری یا در دانشگاه تهران نقد شد و پس از آن در «آخرشخص مفرد» به چاپ رسید. من وقت بسیار زیادی را در نوجوانی و جوانی‌ام صرف جلسات شعر و نقد اشعار کردم و دغدغه‌ام همواره بهتر شدن و رفع اشکلاتم بود و خیلی دیر از سروده‌هایم راضی می‌شدم.

 

آیا به وجود چیزی به نام «زبان و ادبیات زنانه» قائل هستید و فکر می‌کنید شعر زنان لزوما با شعر مردان فرق می‌کند؟ اگر بله مختصات این زبان منحصر به فرد و ویژگی‌هایی که باعث تفاوت این دو می‌شود را ذکر کنید.

در عرصه‌ای مانند اشعار فروغ این مختصات را تا اندازه‌ای می‌بینیم اما به این زبانه برای استفاده‌ی شاعران زن اعتقادی ندارم. البته من در زمینه‌ی شعر آیینی بیشتر فعالیت دارم که زبان زنانه‌ای که فرمودید در آن آنچنان تعریفی ندارد بلکه آنچه مهم است عواطف بیشتر مادرانه و زنانه مثلا در وقایع عاشورا است که باید از فضای کلی شعر آن را دریافت نه صرفا از واژگان و زبان.

 

چرا فعالیت در زمینه شعر آیینی را انتخاب کردید؟

همیشه به این اعتقاد دارم که هر هنری اوج و عرشی دارد و عرش شعر هم شعر آیینی‌ست. شعری‌ست که برای بهترین بندگان خدا سروده شده است. اگر غزلی عاشقانه می‌گوییم چه بهتر که عاشقانه برای اهل بیت باشد. البته من با سایر موضوعات اخلاقی و عاشقانه‌های متین که در شعر مطرح هستند مخالفتی ندارم ولی این موضوع را ارجح می‌دانم و با شعر آیینی هم بهتر ارتباط برقرار می‌کنم و هم خودم عواطفم را بهتر  نمایش می‌دهم. 

 

وضعیت کلی شعر امروز را چه طور می‌بینید؟ آیا با این حرف موافق هستید که شعر فارسی مخاطب عامش را از دست داده یا مخاطب عامش نسبت به قبل کم شده است؟

خیر. شعر فارسی همچنان چون گذشته و شاید هم بیشتر، مخاطب دارد خصوصا فضای مجازی که این امکان را به مخاطب می‌دهد که اشعار شاعر مورد نظرش را بخواند اما متاسفانه صرفا استفاده از این فضای مجازی برای یک شاعر تازه کار باعث می‌شود شعر او  رو به نزول برود چون در این وبلاگ‌های  شعری تنها از شعر شاعر تعریف می‌شود و برای نقدهای اساسی و مهم باید به دنبال جلسات نقد شعر باشند و نفس اساتید بزرگ واسطه‌ی فیض الهی و ذوق اصیل برای آنها شود.

 

شما از چه وقتی و به تشویق چه کسی وبلاگ‌نویسی را شروع کردید و چرا لازم دیدید که اشعارتان را در وبلاگ منتشر کنید؟

از سال اول دانشگاه یعنی سال هشتاد و شش با دیدن وبلاگ «فصل فاصله» که وبلاگ استادم در دانشگاه تهران، «دکتر محمدرضا ترکی» بود، به قرار دادن اشعارم در وبلاگ علاقه‌مند شدم و تاکنون وبلاگم «عرش شعر» تقریبا هرماه به روز می‌شود. نظر مخاطبان عام و خاصم در مورد اشعاری که قرار می‌دادم برایم مهم بود والبته از خبرهای ادبی توسط برخی شاعران مطلع می‌شدم وهم خبررسان ادبی هم بودم. در کنار این وبلاگم پنج وبلاگ دیگر هم دارم که چهار تای آن‌ها در لینک وبلاگ اصلی من است. یکی از وبلاگ‌هایم برای امام هادی (ع) بود که برگزیده جشنواره وبلاگ نویسی«امام من» شد و یکی از وبلاگ‌هایم با موضوع دفاع مقدس برگزیده جشنواره وبلاگ نویسی «دختران عاشورایی» شد و وبلاگ دیگرم برای امام حسین (ع)، در جشنواره ملی «بوی سیب»، قابل تقدیر بود و وبلاگ دیگری هم صرفا برای امام زمان (عج) دارم.

 

افزایش تعداد شعرای زن را چه طور ارزیابی می‌کنید؟ علت آن را چه می‌دانید؟ و نظرتان درباره اینکه بعضی‌ها می‌گویند این افزایش تعداد با افزایش کیفیت همراه نبوده چیست؟

بله، این افزایش با افزایش کیفیت همراه نبوده. البته نه فقط درمورد شاعران زن که این مساله را تا اندازه‌ای در شاعران مرد هم می‌بینیم اما به دلیل اینکه شعرای زن محدودیت‌های زمانی و موقعیتی خاصی دارند کمتر بحث کیفیت بالا در اشعار دیده می‌شود. مثلا خانم‌ها کمتر امکان مسافرت‌ها و اردوهای ادبی را دارند یا اینکه کمتر امکان این هست که مانند آقایان در خانه‌ی اساتید شعر جمع بشوند و نفس استاد را حس کنند. بی‌توجهی‌های زیادی نیز به شاعران زن می‌شود و در جامعه آن طور که باید شناخته نمی‌شوند. یک مساله مهم که در رابطه با شاعران زن رعایت نمی‌شود در بحث جشنواره‌هاست. حداقل اهمیت دادن به یک شاعر زن اینست که وقتی برگزیده‌ی جشنواره‌ای می‌شود، به لحاظ امنیت و موقعیت خاصی که دارد، او را با یک نفر همراه دعوت کنند برعکس این قضیه را می‌بینیم. تنها جشنواره‌ای که این را رعایت کرده تا آنجایی که اطلاع دارم، جشنواره سوختگان وصل است.

 

اشاره‌ای داشتید به جشنواره‌ها، نظرتان درباره جشنواره‌های شعری چیست؟ مثلا جشنواره شعر فجر و جشنواره‌های مناسبتی دیگر؟ با اصل وجود جشنواره‌های شعر موافق هستید؟

متاسفانه گاهی جشنواره که مهم‌تر می‌شود گویی برگزیدگان عجیب‌تر می‌شوند. یک شاعری را می‌شناسم که کتابش با مشکل وزن و قافیه، نفر اول یکی از همین جشنواره‌های بزرگ شد و واقعا برای همه جای تعجب بود. این خیلی بد است. شاعران این طور اعتمادشان را به جشنواره‌ها از دست می‌دهند. البته خیلی از جشنواره‌ها هم هستند که واقعا بر اساس معیار‌های حقیقی عمل می‌کنند و برگزیدگان حقیقی را انتخاب می‌کنند.

 

درباره اینکه بعضی می‌گویند این جشنواره‌ها شاعران را به سوی سفارشی شدن و کلیشه‌ای شدن پیش می‌برند نظرتان چیست؟

همیشه این طور نیست. خیلی وقت‌ها خصوصا در کنگره‌های شعر اهل بیت، شاعر از قبل سروده‌ای در این زمینه دارد و آن را می‌فرستد. خیلی وقت‌ها هم با توجه به موضوع جشنواره، در زمینه‌ی مورد نظر مطالعه می‌کند و شعر آگاهانه می‌گوید که آن هم میتواند مفید باشد چون شاید پیش از آن حتی به فکر سرودن چنین شعر ی نباشد و سبب شود تا شاعر توفیق سرودن شعری در موضوع خاص را پیدا کند.

 

خودتان تا به حال در جشنواره‌ای شرکت کرده‌اید؟ از مقام‌های کسب شده برایمان بگویید.

در جشنواره‌هایی برگزیده بودم مانند: جشنواره‌های حنجره‌های سرخ در الیگودرز، روح آدینه در بروجرد، کنگره شعر شعبانیه در تهران، سوختگان وصل در تهران، شعر هیات در همدان، شعر اهل بیت در تهران، کنگره شعر کلیم کاشانی در کاشان، شب شعر عاشورایی در شیراز و…

 

نظرتان درباره فرم‌های جدید و نسبتا هنجارشکنانه در شعر فارسی چیست؟ (مثلا غزل مثنوی، غزل ترانه) فکر می‌کنید این قالب‌های جدید می‌توانند در افزایش اقبال مخاطب موثر باشند یا نه؟

همین فرم جدید را یک شاعر قوی می‌تواند به خوبی اجرا کند و شعر تاثیرگذارتر شود و یا یک شاعر ضعیف به کار بگیرد و باعث زدگی مخاطب بشود. غزل مثنوی قالب خوبی است و من در این قالب برای امام حسین (ع) و بعد از شهادتشان و اسارات بازماندگان از حادثه کربلا شعری کار کردم. این قالب اگر خوب کار شود هر چند هم که بلند باشد، ملال‌آور نمی‌شود و جذابیت بیشتری پیدا میکند.

 

هیچ وقت از اینکه جامعه مخاطبین شعر فارسی محدود به اهالی سه کشور ایران و افغانستان و تاجیکستان احساس محدودیت نکرده‌اید؟  با این مسئله که نمی‌توانید صدایتان را به همه دنیا برسانید چه طور کنار آمده‌اید؟

این محدودیت کم یا زیاد برای تمام شاعران دنیا وجود دارد و داشته اما می‌بینیم که ترجمه‌ی مثنوی یا غزلیات حافظ را خیلی از غیر فارسی زبانان می‌خوانند. آنچه مهم است به همه مردم دنیا برسد مضمون مورد نظر شاعر است که با ترجمه‌ی مناسب انجام می‌شود.

شعرای محبوبتان چه کسانی هستند؟ کدام قالب‌های شعری را می‌پسندید؟

هر شعر خوب و هر شاعر مضمون پرداز را می‌پسندم. مثلا در مورد زبان فخیم و مضمون یابی استاد امیری اسفندقه را بسیار توانا می‌بینم. علاقه من به قالب رباعی و غزل است البته قالب غزل مثنوی و ترکیب بند و مسمط را هم می‌پسندم به دلیل اینکه کمتر استفاده می‌شوند و همیشه برایم تازگی دارند و خودم تقریبا در همه قالب‌های شعری جدید «مانند سه گانی» و قدیم کار کرده‌ام.

 

شعرای زن معاصر که از نظر شما موفق عمل کرده‌اند چه کسانی هستند؟

خانم‌ها  فاطمه نانی زاد و صابره سادات موسوی و زهرا بشری موحد و انسیه سادات هاشمی از دوستان خوب من و از شاعران موفق مضمون پرداز معاصر هستند.

 

اگر شعری درباره زن یا زنان در ذهنتان هست که از آن خوشتان می‌آید برایمان بگویید.

وقتی که قلم به دست دشمن باشد

گویند به زن ضعیفه… اصلا باشد

خوش باش که مرد ابتدا هستی یافت

تا چرک نویس خلقت زن باشد

از دوست خوبم طیبه سادات بقایی

 

برای الهام در شعر چه سهمی قائل هستید؟ عده‌ای معتقد هستند الهام برای شعر ضروری نیست و بدون الهام هم شعر می‌تواند شکل بگیرد و عده دیگری فکری می‌کنند شعر چیزی نیست به جز الهام. نظرتان چیست؟

گاهی ناخودآگاه بیتی در ذهن شاعر می‌چرخد. برای خودم خیلی اتفاق افتاده. خصوصا در زمانی که آمادگی نوشتن آن بیت را ندارم. مثلا یک شب قبل خواب بیتی در ذهنم آمد و همینطور یکی یکی ابیات ناخودآگاه به ذهنم می‌رسیدند تا به یک غزل هشت بیتی تبدیل شد. گاهی هم چند بیتی به ذهنم می‌رسد و بعدا آن شعر را تمام می‌کنم و این الهام برای همه شاعران پیش می‌آید و آنچه مهم است پرورش همان ابیات است. حتی زمانی که شاعرتصمیم دارد غزلی با موضوع خاص بگوید، به نظرم باید منتظر الهام بیت آغازین همان موضوع باشد تا حسن مطلع خوبی بگوید.

 

رابطه‌تان با بقیه قالب‌های ادبی و به طور خاص داستان چه طور است؟ آیا با این حرف موافق هستید که یک فرد نمی‌تواند همزمان هم شاعر موفقی باشد و هم نویسنده موفقی و شاعر-نویسنده‌ها محکوم هستند به اینکه همیشه در هر دو شاخه متوسط باشند؟

من کار نقد ادبی را در کنار شاعری انجام می‌دهم و تابه حال به طور جدی نویسندگی نکردم. اما این دو با هم منافاتی ندارند. شاعر یا نویسنده می‌تواند در هر دو موفق باشد البته این طبیعی‌ست که اگر تمام وقت گذاری‌اش بر یک نوع ادبی باشد احتمال موفقیتش در آن بیشتر است.

 

به نوجوانی که احساس می‌کند طبع شعری دارد چه توصیه‌ای می‌کنید؟ از چه مسیری دنبال این علاقه‌اش برود؟

از خواندن شعر برای اطرافیانی که تجربه‌ی موفقی در شعر ندارند پرهیز کند. تعریف‌های بی جا یا نقدهای اشتباه ممکن است او را در فهم شعر صحیح دچار اشتباه کند. من در نوجوانی همان طور که گفتم نزد استاد وحیدی رفتم و ایشان زبان شاعری من را  تغییر داد و از اشتباهی که اطرافیانم آن را تایید می‌کردند آگاهم کرد. باید به سراغ کلاس‌های مناسبی برای نقد اشعارش برود و مطالعه‌اش را در زمینه شعر بیفزاید تا گنجینه واژگان پرباری داشته باشد.

 

آیا تا به حال شده با کسی برخورد کنید که خودش فکر می‌کند طبع شعری دارد ولی آثارش نشان می‌دهد که توانایی شعر گفتن ندارد؟ در مقابل چنین فردی چه واکنشی داشتید؟

با توجه به اینکه نقد کتب شعر را انجام می‌دهم با این قضیه زیاد روبه رو شده‌ام. به شاعر می‌گویم آن اشعار را نادیده بگیرد و تمرین شعر تلقی کند. باید اشعار شاعران موفق را بخواند. علاوه بر مرحله مقدماتی که آشنایی با وزن و قافیه است، سعی در مضمون پردازی داشته باشد و در آخر این که در کلاس‌های نقد شعر که توسط اساتید این عرصه برگزار می‌شود شرکت کند. جلسات استادان امیری اسفندقه و اسماعیل امینی در این زمینه بسیار پربار است.

 

اولین کسی که شعرهایتان را برایش می‌خوانید چه کسی است؟

اول برای همسرم و بعد برای دوست خوبم خانم فاطمه نانیزاد.

 

با توجه به اینکه همسرتان هم شاعر هستند در این مسیر چقدر راهنماییتان می‌کنند؟ شعرهایتان را نقد می‌کنند؟

بله. ما شعرهای هم را  بدون تعارف نقد می‌کنیم. آقای حمیدرضا نوری همیشه نقدهای خوبی بر اشعارم دارند.

برویم سراغ دیدار شاعران با رهبر انقلاب، امسال برای دومین بار شما مهمان بیت رهبری بودید. چطور شد که دعوت شدید؟

با توجه به اینکه کتابم در سوره مهر به چاپ رسید سال گذشته دعوتم کردند و البته استاد گرامی جناب ناصر فیض و جناب بیابانکی بیشتر برآمدنم تاکید داشتند و امسال عضو سایت شاعران پارسی زبان بودم و اشعاری که در سایت قرار می‌دادم «خصوصا ترکیب بندی برای مبعث پیامبر (ص)» استاد علیرضا قزوه بسیار پسندیدند و با توجه به جشنواره‌هایی که برگزیده شده بودم و رای مثبت افرادی که در جلسه «انتخاب شاعران برای بیت رهبری» بودند، امسال هم دعوت شدم.

برایمان از احساستان بگویید.

سال قبل تپش قلب شدیدی داشتم. حس خاصی داشتم اگر اغراق برداشت نشود مانند حسی بود که هنگام دیدن کعبه برای اولین بار داشتم. سعی می‌کردم همه چیز را دقیق به خاطر بسپارم. فقط به رهبر نگاه می‌کردم و محو سخنان ایشان بودم. امسال نیز همینطور بود. البته آرامش بیشتری داشتم خصوصا وقتی برای رهبر شعر می‌خواندم. اینکه رهبرم شعرم را می‌شنوند از همه چیز برایم مهم‌تر بود. ابتدای شعر خوانی سلامی به آقا دادم و ایشان جواب سلام بسیار کاملی دادند و الحمدلله که با سلام ایشان، سلامتی یافتم.

 

رهبر انقلاب امسال به شاعران، چه توصیه‌هایی داشتند؟

رهبر امسال بر چند موضوع بسیار تکیه داشتند. دو  مورد را ذکر می‌کنم: یکی صحت شعر از لحاظ زبان و واژگان و دستور زبان بود و دیگر محتوای شعر که حداقل یک یا دوبیت با موضوع انقلاب و اخلاق و مذهب در یک غزل شاعر، می‌تواند کمک بسیار فراوانی به جا افتادن این مفاهیم در ذهن مخاطب کند.

 

شعرهایی که در این دیدار خواندید را چطور انتخاب می‌کنید؟ ویژگی خاصی دارند؟

واقعا انتخاب پنج رباعی از حدود دویست و پنجاه رباعی برایم خیلی سخت بود و سخت‌تر اینکه قالب رباعی بخوانم بهتر است یا غزل و…! با توجه به اینکه سعی کردم در مضامین مختلف شعر بخوانم پنج رباعی متفاوت خواندم که الحمدلله مورد تایید رهبر قرار گرفت.

 

کدام یک از شعرهایتان بیشتر مورد توجه رهبری قرار گرفتند؟

الحمدلله بعد از هر رباعی‌ای که خواندم آقا تحسینی داشتند اما سه رباعی آخر را خیلی بیشتر تحسین کردند.

۱

طوفان بودیم، ساحلی رام شدیم

ما را خواندیّ و صاحبِ نام شدیم

چون زلف تو، آشفته و درهم بودیم

در سایه‌ی ابروانت آرام شدیم

۲

در شادی و غم، صدایِ ما را  داری

بی واسطه، ردِّ پای ما را داری

گفتیم که بی هوایت آواره شویم!

گفتی همه جا هوای ما را داری

۳

غم‌های زمانه‌ام که بی حَد باشد،

یا آب و هوای دل من بد باشد،

در تَق تَقِ این قطار، حَل خواهد شد

وقتی حرکت به سمتِ مشهد باشد!

۴

تا عکسِ دلارای تو در قاب افتاد

در قلبِ ستاره‌ها تب و تاب افتاد

از مهرِ تو، چشمِ آسمان روشن شد

از شوق، دهانِ ابرها آب افتاد

۵

و رباعی آخر تقدیم به حضرت علی اصغر (ع):

ای تیر کجا چنین شتابان؟… آرام

قدری به کمان بگیر دندان… آرام

ای تیر! به حرف حرمله گوش نکن

برگرد… نرو تو را به قرآن… آرام

[لینک شعرخوانی عارفه دهقانی در حضور مقام معظم رهبری]

نقدی هم به شعرهای شما داشتند؟

در پایان شعر خوانی من، رهبر فرمودند که رباعی‌ها هم از لحاظ لفظ و هم از لحاظ معنا قوی بودند.

 

از حاشیه‌های به یادماندنی این دیدار برایمان بگویید.

همیشه خوشامدگویی آقا سر سفره افطار برایم جذاب است. نکته سنجی‌های آقا بعد از پایان شعر خوانی چند شاعر بسیار دقیق و به جا بود که در خاطرم ماند و فضای شاد جلسه که شعر خوانی استادم جناب ناصر فیض به شادتر کردن این فضا کمک شایانی کرد خصوصا با این بیت مشترک ایشان و جناب حافظ:

به آب روشن می عارفی طهارت کرد

و رفته رفته به این کار زشت عادت کرد!

Share

پاسخ دهید

پیش‌نهاد وبلاگ