سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۲
وقتی تو باشی…

چقدر می‌توان لذت برد از خوردن یک صبحانه خوشمزه… وقتی تو باشی…

چایی تازه دم را در لیوان خوش فرم دسته‌دار می‌ریزم. از توی کابینت ظرف مخصوص نبات را بر می‌دارم. درش را باز می‌کنم و تکه‌ای از نبات زعفرانی را در لیوان چایی می‌اندازم. ظرف نبات را سر جایش می‌گذارم و در کابینت را می‌بندم . قاشق چاپیخوری را در لیوان می‌گذارم و لیوان را کنار نان خشکه و پنیر روی میز… چه عطری دارد این چایی! آرام و با حوصله نبات را هم می‌زنم تا در چایی حل شود… صدای جرینگ جرینگ نبات و قاشق را در لیوان دوست دارم…

این روزها هوا گرم شده است… عاشق راحتی خانه هستم… اینکه با یه پیراهن کوتاه و آستین حلقه‌ای در خانه راه بروم و خنک و راحت باشم… هیچ صبحانه‌ای خوشمزه‌تر از این نان خشکه و پنیر و چایی نبات نیست… چقدر من این آرامش را دوست دارم… این حس عجیب را… تو هم چایی نبات دوست داری؟

 بعضی روزها چند مدل صبحانه روی میز می‌چینم… خامه عسل… تخم مرغ… پنیر و خیار و گوجه… تازه خامه عسل هم مدلی ابتکاری است… برای اینکه بچه‌ها خامه شکلاتی دوست دارند و خامه شکلاتی‌های بیرون معلوم نیست چه جوری درست شده‌اند… خامه سفید ساده می‌خرم… عسل آویشن درجه یک… و پودر کاکائو… خامه و عسل و پودر کاکائو را قاطی می‌کنم… می‌شود خامه عسلی کاکائویی… خیلی خوشمزه است… بچه‌ها عاشق این مدل خامه هستند…

تخم مرغ را در ماهیتابه نسوز و روغن داغ می‌شکنم… هم نمی‌زنم تا زرده درست بماند… با قاشق روغن داغ را روی زرده می‌ریزم و صبر می کنم تا کمی سفت شود… اینجور تخم مرغ که زرده‌اش عسلی باشد خوشمزه است… نمک و فلفل رویش می‌پاشم و تخم مرغ را در بشقابی می‌گذارم…

چقدر من شکمو شده‌ام این روزها … چقدر می‌توان لذت برد از خوردن یک صبحانه خوشمزه… وقتی تو باشی… 

Share
منبع: مهراوه
برچسب‌ها: ، ،

یک پاسخ به “وقتی تو باشی…”

  1. سیب کال می‌گه:

    راحتی خانتان مستدااااااام! :)

پاسخ دهید

پیش‌نهاد وبلاگ