شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲
نوشتن کار ساده‌ای نیست

خوب نوشتن، تمرین کردن می‌خواهد. وبلاگ هم بهترین جا برای تمرین کردن است. از این امکان رایگانی که دنیای مجازی در اختیارتان قرار داده استفاده کنید. از هر موضوعی که به ذهنتان می‌رسد بنویسید و دنبال موضوعات خاص و پیچیده نباشید. قلم‌تان به زودی راه خواهد افتاد.

وبگاه لینک‌زن ـ ریحانه سادات هاشمی: آدم‌ها، یا بهتر بگویم بعضی از آدم‌ها عادت دارند خودشان را در زمره‌ی «ترین‌ها»ی عالم بدانند؛ در راستای همین خودخواهی‌ها، مثلاً فکر می‌کنند رشته‌ای که در آن درس خوانده‌اند سخت‌ترین رشته‌ی تحصیلی دنیا بوده، و یا شغل‌شان دشوارترین شغل‌ها است. من هم تا حدودی شبیه همین آدم‌ها هستم. نوشتن به نظر من کار خیلی سختی است. کاری سخت و همزمان پر از لذت.

نوشتن یک‌جور آفرینش است. یک‌جور کار هنری که انجام دادنش اصلاً آسان نیست. البته نوشتنِ معمولی کاملاً آسان است؛ بهتر است که بگویم خوب نوشتن کار آسانی نیست. اگر یک تابلوی نقاشی خوب و یک متنِ خوب را به یک فرد عادی نشان بدهند و از او بخواهند که بگوید کدام‌یک از این دو، یک کار هنری است، او قطعاً تابلوی نقاشی را انتخاب می‌کند. فهم زیباییِ یک تصویر برای عموم افراد آسان‌تر است تا درک زیباییِ نهفته در یک متنِ خوب. سر و کله زدن با متن، یعنی چه خواندن، چه نوشتن و چه ویرایش کردنش، کار آسانی نیست.

قرار است در این یادداشت بگویم که چطور می‌شود بهتر نوشت. من در اینجا فقط مواردی را می‌نویسم که خودم تجربه‌شان کرده‌ام و در بهتر شدن متن‌هایم تاثیر محسوس داشته‌اند.

۱- خواندن، خواندن و خواندن: مقدمه‌ی اصلی برای خوب نوشتن، کتاب خواندن است. کتابِ خوب خواندن قلم شما را راه می‌اندازد و هرچه بیشتر بخوانید، نوشتن برای شما راحت‌تر می‌شود. خواندن شعر و داستان کوتاه در بهبود نوشته‌های من خیلی موثر بود. شعر خواندن قدرت تصویرسازی شما را در حین نوشتن تقویت می‌کند و به ذهن شما نظم می‌دهد. داستان کوتاه هم به شما کمک می‌کند که بتوانید نوشته‌هاتان را روان و ساده و قابل فهم بنویسید. از رمان‌ها و داستان‌های کوتاه خارجی که نویسندگان خوب و ترجمه‌های خوب دارند غافل نشوید. خواندن متون کهن فارسی هم مهم است، چون هم گنجینه‌ی لغات شما را بزرگ‌تر می‌کند و هم کمک می‌کند به زبان فارسی اصیل بنویسید.

۲- لحن محاوره‌ای را به لحن نوشتاری تبدیل کنید: اولین کاری که باعث می‌شود نوشته‌های شما جدی شوند، کنار گذاشتن لحن محاوره‌ای است. وقتی که لحن محاوره‌ای را به لحن نوشتاری تبدیل کنید، متن‌های‌تان یک سر و گردن بالاتر از متن‌های قبلی می‌ایستند. لحن نوشتاری به نوشته‌های شما شخصیت می‌دهد و آنها را خواندنی‌تر و استخوان‌دار تر می‌کند.

وبلاگِ خوب خواندن هم خوب است، اما به شرطی که باعث نشود شما از سبک نوشتن وبلاگ‌نویسش تقلید کنید و بخواهید شبیه او بنویسید. در این صورت خلاقیت‌تان در هنگام نوشتن کم می‌شود.

1452
۳- وبلاگ بنویسید: نمی‌دانم چند درصد از دوستانی که این یادداشت را می‌خوانند، وبلاگ شخصی دارند. به آنهایی که وبلاگ ندارند ولی نوشتن را دوست دارند، توصیه می‌کنم یک وبلاگ راه بیندازند و از پیش پا افتاده‌ترین مسائل تویش بنویسند؛ مثلا از اینکه دیشب چه خوابی دیده‌اند یا اینکه امروز در داخل مترو چه گذشته. به اشتراک گذاشتن نوشته‌ها با دیگران، شما را از قوت و ضعف متن‌هایتان باخبر می‌کند و اعتماد به نفس شما را برای نوشتن تقویت می‌کند.

۴- متن‌هایتان را به اهل فن نشان بدهید: اگر در نوشتن کمی حرفه‌ای شده‌اید و اصول اولیه‌اش را تمرین کرده و یاد گرفته‌اید و می‌خواهید در نوشتن به جاهای بهتری برسید، نوشته‌هایتان را به یک نویسنده که کارش را می‌پسندید، نشان بدهید. از او بخواهید متن شما را بخواند و آن را تصحیح کند و نظرش را بگوید. ممکن است این کار اعتماد به نفس شما را کمی خدشه‌دار کند و باعث شود فکر کنید که خوب نمی‌نویسید، ولی ناامید نشوید. هرچقدر بیشتر به خودتان سخت بگیرید، قوت و شیوایی نوشته‌هاتان بیشتر می‌شود.

۵- از اتفاق‌های دور و برتان بنویسید: وبلاگ معمولاً جایی است برای انعکاس افکار، عقاید و احساسات. ما معمولاً از فکرهایی که توی سرمان می‌گذرد در وبلاگ‌ها می‌نویسیم. می‌شود این سبک را کمی تغییر داد. شروع کنید به نوشتن از اتفاق‌های عادی روزانه. مثلاً بنویسید از صبح که از خانه خارج شده‌اید، تا رسیدن به محل کار چه چیزهایی دیده‌اید؛ بعد در محل کار چه گذشته و از اداره تا خانه چه اتفاقی افتاده است. منظورم از اتفاق، یک امر خارق‌العاده مثل فرو ریختن تونل مترو یا دیدن یک تصادف نیست؛ رویدادهای ساده‌ای مثل ایستادن در ایستگاه اتوبوس یا تاکسی، حرف‌هایی که داخل تاکسی دیده‌اید، آدم‌های مختلفی که در اتوبوس بوده‌اند و چیزهایی از این دست. برای اینکه نوشته‌های روایی‌تان جذاب‌تر شوند، در لابه‌لای اتفاق‌ها به حس‌ها و فکرهایی که در طول روز داشته‌اید هم اشاره کنید.

به کار بستن این نکته‌ها اگر شما را تبدیل به یک نویسنده‌ی خوب نکند، دست کم شما را یک وبلاگ‌نویس حرفه‌ای خواهد کرد. خوب نوشتن، تمرین کردن می‌خواهد. وبلاگ هم بهترین جا برای تمرین کردن است. از این امکان رایگانی که دنیای مجازی در اختیارتان قرار داده استفاده کنید. از هر موضوعی که به ذهنتان می‌رسد بنویسید و دنبال موضوعات خاص و پیچیده نباشید. قلم‌تان به زودی راه خواهد افتاد.

[وبلاگ نویسنده]

Share

19 پاسخ به “نوشتن کار ساده‌ای نیست”

  1. کی بود می‌گه:

    خیلی خوب گفته بودن
    به نظرم این به اشتراک گذاری و آگاه شدن از نقاط ضعف و قوت امتیاز فوق العاده ایه
    مفید بود ممنون

  2. زن می‌گه:

    من اول دبیرستان بودم که وارد دنیای اینترنت شدم. با همان قیژ قیژ دایال آپ و رسید به ای دی اس ال نامحدود. یک روزی حضرت آقا ما را افسران جنگ نرم خواندند و ما به خیال خودمان رفتیم سنگرهای شبکه های اجتماعی را فتح کنیم. اما هیییییییییییییچ کس به ما نگفت که دنیای مجازی مثل دنیای حقیقی جدی است. کسی به ما یاد نداد آدم های دنیای مجازی همان آدم های دنیای حقیقی اند. هیچ کس نبود حالیمان کند که این دنیا هم محرم و نامحرم دارد و باید بلد باشی چه طور توی این دنیا رو بگیری، چه طور سر به زیر باشی، چه طور همان دختر سخت و سنگین دنیای حقیقی باشی. حالا که خوب فکر میکنم میبینم اصلا مگر به ما یاد داده بودند چه طور در همان دنیای حقیقی با نامحرم رفتار کنیم که حالا مجازی اش را بلد باشیم. من از سال ۸۴ که وارد دانشگاه شدم تا همین ۹۲ که فارغ التحصیل شدم همیشه دغدغه جدید الورود ها این بوده که به هم سلام کنیم یا نه؟ اصلا دخترها اول باید سلام کنند یا پسرها؟ به هم جزوه بدهیم یانه؟ جلسه داشته باشیم یا نه؟ اگر پسری قلبا از دختری خوشش آمد باید چه خاکی بر سرش بریزد ؟ اصلا حد مجاز گفت و گوهای ما تا کجاست؟ و آخر هم جواب های درستی پیدا نکردیم و هر کس با داشته های ناقص اش جلو رفت. من اعتراف میکنم که خیلی از ماها هنوز هم بعضی از این حد و حدود را بلد نیستیم. و این نادانی حتی در محیط کار هم ولمان نخواهد کرد. چون کسی به ما یاد نداده.

    نظر من این نیست که در مجاز آباد را تخته کنیم و برویم. نه! نظر من این نیست که دخترها دانشگاه نروند و در تشکل ها فعالیت نکنند. نه! این طوری که میشویم طالبان. اما بلد نیستیم و باید یاد بگیریم.

    مقصرش مامان باباهایمان هستند نمیدانم! نظام مزخرف و گند آموزش و پرورش است نمیدانم! عمامه به سر ها است نمیدانم! دانشگاه است نمیدانم! خودمان هستیم نمیدانم!

    آی بزرگ ترهای ما ! یک روزی همین حضرت روح الله جان عزیزِ دل فرمود: آی زنهای محترم. بیدار شوید و به اسلام پناه برید. اسلام برای شما سعادت ایجاد می کند. گفت زن مبدأ همه خیرات است. شما دیدید، ما دیدیم، که زن در این نهضت چه کرد. همین حضرت روح الله که سی و چند سال پیش برایش خواندید قلب ما باند فرودگاه توست! آی بزرگ ترهای ما، ما اسلام را دوست داریم اما بلدش نیستیم. ایها الناس چه نسل منِ دهه شصتی و چه این هفتادی های بدتر از ما، هیچ الگویی، هیچ رساله عملی برای دانستن حد و حدودمان در برخوردها ندارد. به جای برخوردهای کوماندویی یادمان بدهید لطفا.
    http://haramallah.persianblog.ir/post/114/

    • ریحانه سادات می‌گه:

      این چیزهایی که نوشتید به یادداشت من ارتباطی داشت به نظر خودتان؟ یا چیزی نوشتید که بشود پای هر پستی کپی‌اش کرد به عنوان کامنت؟

  3. زن می‌گه:

    این مطلب رو از یک وبلاگ خوندم . تازه میخواستم چند تای دیگه هم از باقی وبلاگ ها بذارم.
    به نظرم بی ربط نبود. شما در مورد نوشتن وبلاگ گفته بودید من هم دیدم شاید به پست میخوره که خوبه همین قدر که در مورد نوشتن میگیم در مورد این فضای عجیب مجازی هم گفت.
    به هر حال ببخشید اگر خدشه ای به پست وارد شد. اصلا فکر نمیکردم ناراحت شید.

  4. عالی بود…با موارد ۳ و ۴ موافقم…
    تمرین نوشتن وبلاگنویسی ست.
    نوشتن و خوب نوشتن،جذب مخاطب چندان کار ساده ای نیست.
    برای خوب نوشتن دقت تو مسایل و ریز رفتارهای آدمها هم موثره.
    من از خوابهام خیلی تو وبلاگم می نویسم…
    البته اخیرا از تجربه مرگم تو وب نوشتم که خیلی مورد استقبال قرار گرفت.
    شیوایی کلام شما رو دوست دارم.موفق باشید.

  5. زندگی می‌گه:

    ممنون از شما ریحانه بانو :)
    و ممنون از لینک زن که فرصت دیده شدن را برای ما فراهم کرده است .

  6. kamanD می‌گه:

    aZ neVeShtehaTon vaghean leZat mibaram ….

    fogholaDan : )

  7. بهار می‌گه:

    من دو ساله وب دارم ولی هیچوقت فکر نمیکردم نویسنده باشم!
    متنتون جالب بود

  8. شمیم می‌گه:

    سلام ممنون از پستتون
    واقعا تک تک ش راه های خوبیه
    اما مواظب باشیم این وسط گرفتار تعصبا و حتی افکار اشخاصی نشیم که خودشون با دلیل و برهان به نتایجی رسیدن اما ما فقط داریم کپی کس دیگه میشیم!

    راستی یه پیشنهاد به نظر خودم خیییلی خوب دارم در راستای این پستتون و خیلی خوشحال میشم و به من و خیلی ایرانیای عزیزم کمک می کنید اگه :
    لطف کنید و یه بخشی ایجاد کنید که هر کس لیست نویسنده ها و کتابهای بسیار عالی که خونده و کلیت محتوی اون کتاب رو بذاره در جهت پیشرفت کتاب و کتابخوانی و بالاخص نویسندگی
    بسیار ممنونم ازت :-*
    یادت نره ها (;

  9. ریحانه سادات می‌گه:

    سلام خانم شمیم. مخاطب این پیشنهاد شما من بودم یا سایت لینک‌زن؟

  10. با شمیم موافقم… :))
    من حاضر به همکاریم!!!

  11. شمیم می‌گه:

    فرقی نداره
    چه شما چه لینک زن و چه هر کس که اینجا میاد
    ما زن ها احساسات فوق العاده ای داریم و از هرچیز زیبایی که ببینیم یا بخونیم مطمینا تصویر خیلی خوبی در ذهنمون داریم اما همونطوری که گفتین اگه نخونیم، نمی تونیم خوب هم بنویسیم
    شما می تونید و ممنون میشیم اگه در همین سایت آغاز کننده باشید چون نویسنده خوبی هستید پس مسلما خوانده های خوبی هم در گذشته تون داشتید
    سپاس

  12. مـُژگــآن ... می‌گه:

    سلام این خیلی خوبه ..بهترین کار واسه نوشتن خوب خوندن ِ خوبه با این حرفتون کاملا موافقم..من هم دوس دارم بنویسم از خیلی چیزا و نوشته هام متفاوت باشه ولی فعلا نتونسم و امیدوارم بتونم..

پاسخ دهید

پیش‌نهاد وبلاگ