شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳
حرف‌هایی که برای نوشتن نیست

گوش شنواش باید تو سن و سالهای خودش باشه، باید احساسش کنه، درک کنه حرف دلش رو … باید نزدیکش باشه … جوری که حرفهاش از دهن نیفتاده یا با گذشتن دقیقه ها کهنه نشده …

ffgg

بعضی وقت‌ها دلت پر از حرف میشه، پر از احساس، حرف‌هایی که برای نوشتن نیست … حرف‌هایی که دلشون یک گوش خیلی بزرگ می خواد که بشینه کنارت و در حالی که زل زده به چشمات؛ تو حرف بزنی و اون گوش بده … فقط گوش بده و هر از چندی هم سرش رو تکون بده که حواسم بهت هست «هر چی تو دلته بریز بیرون … من برای همین اینجام دیگه»!

بعضی وقت‌ها که دل آدم حرف زدن می خواد … وقتی که می خواد یکی به حرفهاش گوش بده … هر حرفی، شاید حرف از یک اتفاق کوچیک … یک دلتنگی … خوشی‌های لحظه‌ای … اصلا اینا هم نه! … می خواد حرف بزنه از همه چی و هیچی؛ گوش شنواش باید تو سن و سالهای خودش باشه، باید احساسش کنه، درک کنه حرف دلش رو … باید نزدیکش باشه … جوری که حرفهاش از دهن نیفتاده یا با گذشتن دقیقه ها کهنه نشده … یعنی می خوام بگم نباید فاصله‌ای باشه بین ساخته شدن در ذهن و احساس کردن با قلب و به زبون آوردن … و دونستن اینکه یکی هست که بشنودت.

Share

یک پاسخ به “حرف‌هایی که برای نوشتن نیست”

  1. خیلی زیبا بود تماما من رو نوشته بودید

پاسخ دهید

پیش‌نهاد وبلاگ