پنجشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۳
علم بهتر است یا ثروت؟

با ذوق کتاب باز می‌کنم اما چون از کاری که دارم انجام میدم مطمئن نیستم برای خوندن صفحات بعدی دلسرد میشم. هر چقدر با خودم فکر می‌کنم و اولویت بندی می‌کنم به نتیجه نمی‌رسم.

33ee

مسئله‌ای خیلی ذهنم رو به خودش مشغول کرده. چیز جدیدی نیست و بر میگیرده به موضوع: ” علم بهتر است یا ثروت؟ “

من هنوز این موضوع رو درک نکردم که کدوم نسبت به کدوم اولویت داره! هم علم هم ثروت به یک اندازه مهم و حیاتی هستن. سر دو راهی موندم که به این مسیر برم یا اون مسیر؟ اینطوری که روزها از پی هم میگذره و هنوز تصمیم نگرفتم، وقتم داره به هدر میره. دوستانی میشناسم که خسته هستن سن اونها از سی سال گذشته و توی مقطع دکتری و موضوعات تحقیقش هندل میزنن. پولی جمع نکردن. پشیمون هستن که چرا این راه رو انتخاب کردن. از این دانشگاه به اون داشنگاه از این شهر به اون شهر برای چندغازی تدریس میکنن. اینها منو از ادامه دلسرد میکنن.

اون یکی از دوستم قبلا تعریف می‌کرد دعا دعا می‌کرد ارشد تهران مجاز بشه. حالا که رفته و تموم کرده و وارد بازار کار شده اونم حرفه‌ای به غیر از معماری که این همه مدت خودش رو درگیر کشیدن نقشه و ساخت ماکت کرده بود منصرف شده و حالا خوشحاله از اینکه توی کار سود میکنه و چرا زودتر از اینها شروع نکرده بود.

دوست بعدی از دانشگاه هنرهای زیبا مدرک ارشد گرفته و امروز جشن فارغ التحصیلی شون هست. پشیمون شده چون توی دانشگاه اون چیزی که باید یاد میگرفت رو نگرفته و الی آخر…

من توی وجود خودم نمی‌بینم که تنها به مقطع کارشناسی اکتفا کنم!!!! اینطوری علاقه‌ام سوخت میشه چون با خیلی از افراد دیگه تفاوتی ندارم. هنوز دلم میخواد با استاد و افراد جدید آشنا بشم. فضای جدیدی تجربه کنم. اما اونم کم سخت نیست. اینکه از نو بخوای پشت میز بشینی و درس بخونی و دوباره ماکت بسازی و کرکسیون کنی و مقاله بنویسی و وقت هدر بدی. مخصوصا که رسیدن به استقلال شخصی تو این دوره زمونه باز سختی‌های خودش رو داره و دوست داری تا از این دیرتر نشده مبلغی قوی رو ذخیره کنی.

با ذوق کتاب باز می‌کنم اما چون از کاری که دارم انجام میدم مطمئن نیستم برای خوندن صفحات بعدی دلسرد میشم.  هر چقدر با خودم فکر می‌کنم و اولویت بندی می‌کنم به نتیجه نمی‌رسم. در حین تایپ این چند خط وقفه‌ای بوجود میاد و باز فکر می‌کنم. نه من باید درس رو ادامه بدم اما بلافاصله افکار دیگه این رو نقض میکنه. همین الانم برای هر تصمیمی دیر شده و من هنوز به جواب نرسیدم!

Share

4 پاسخ به “علم بهتر است یا ثروت؟”

  1. آدمیزاد همیشه تو جایگاهی که هست، بیشتر از اون که داشته ها و دستاوردهای اون رو ببینه، نیمه ای رو میبینه که از دست داده. دنبال هر کدوم که بری، شاید یه روز که خسته ای و به چیزهایی که میخوای نرسیدی، با خودت فکر کنی، مسیر دوم رو میرفتی راضی تر بود.
    من خودم تو این شرایط، در نهایت راه دلم رو انتخاب میکنم، راه اونچیزی که ته دلم بهش گواهی میده بهتره. و بعد سعی میکنم، هرجا که خسته شدم، یادم بیفته چه دلایلی برای این انتخابم داشتم و چرا قدم تو این راه گذاشتم.
    اینجوری ادامه دادن برام بهتره و رضایتم از زندگی بیشتر

  2. فاطیما می‌گه:

    با رها موافقم ،آدمی همینه،همیشه دنبال چیزهایی هست که نداشته وبه نظرش از دستشون داده ولی همین که درگیرش میشه میبینه پوچه ومسسیر قبلیش بهتره،این ذات ماست که بیشتر بخوایم وداشته هامون رو ندیده بگیریم…به هر حال باید قدر موقعیت کنونی رو دونست…شاید اونیم که وارد بازار کار شده دلش بخواد ادامه تحصیل بده وبا آدمای باسواد بیشتری حشرونشر داشته باشه…کی میدونه چی تو سر همون بازاریاست ؟آیا اونام به هدفشون رسیدن ؟بعید میدونم حسرت موقعیت تورو نخورن …

  3. حوریه جعفری می‌گه:

    من فکر می کنم چیزی که در بیشتر دانشگاه های ما یاد داده میشه علم بی ارزش هست، علمی که دیگه کاربرد نداره یا دونستنش فایده نداره.
    در کل به نظرم نه صرفا رفتن به دانشگاه “دنبال کسب علم رفتن” هست و نه دنبال هر کاری کردن. به نظر من اینکه چقدر بتونی ارزش آفرین باشه مهمه. اگر با ورود به دانشگاه ارزش بیشتری به جامعه اضافه می کنیم پس بهتره این راه رو بریم و اگر می بینیم با با کار کردن می تونیم بیشتر ارزشمند باشیم پس کار کنیم!
    چه بسا کارآفرینانی که از هزار تا دکتر و کارشناس ما (علی رقم این همه تحصیل) تونستند بیشتر به جامعه خدمت کنند، تونستند کاری و راه بندازند که هزار مشکل رو در جامعه برطرف می کنه.

    من خودم طرف دار کار با مطالعه هستم!

  4. کورالین می‌گه:

    چقـــدر شبیه منی … شبیه این روزهای من … منم با خودم درگیرم ولی تصمیم گرفتم با تمام توانم برای ادامه تحصیلم درس بخونم و بعد از کنکور به طور جدی دنبال کار باشم … کاری که به روحیاتم بخوره و بتونه توقعاتمو برطرف کنه …

پاسخ دادن به فاطیما

پیش‌نهاد وبلاگ