سه شنبه ۰۶ آبان ۱۳۹۳
اگر از احوالات اینجانب خواسته باشید…

حالا دیگر کمتر پیش می‌آید که آدم‌ها در برخوردهایشان به هم بگویند” سری به ما نمی‌زنید” یا ” حالی از ما نمی‌پرسید” این جمله‌ها هم همراه بارنگ سال پارسال از مد افتاده .

envelopes-letters-stamps-argentina-hd-wallpaper

یادش بخیر قدیمتر ها که تلفن، ایمیل و موبایل و اس ام اس یا همان پیامک فارسی خودمان نبود آدم‌ها دنیایشان قشنگ‌تر بود. صبح‌ها که آفتاب هنوز توی کوچه نیفتاده بود مادرها کوچه را آب‌وجارو می‌کردند و حین سلام و علیک کردن بادرو همسایه‌ها سروکله پستچی محل پیدا می‌شد که از همان دور که با دوچرخه‌اش می‌آمد دستش را روی زنگ فشار می‌داد تا به همه اعلام حضور کند . آن‌وقت می‌آمد و مادر هراسان از اینکه نکند خبر بدی باشد سلام کرده نکرده چشم می‌دوخت به کیف کهنه‌اش که توی آن پر بود از کاغذهای سفید با تمبرهای رنگی مختلف و دور از چشم پستچی یواشکی اشک گوشه چشمش را با چادر رنگی گل‌گلی‌اش پاک می‌کرد نامه را طوری که توی دستهای خیسش خراب نشود می گرفت و شیر آب را بسته و نبسته می‌دوید تا نامه را بدهد پسر یا دختر بزرگش که درس خوانده‌تر و سواددارتر از بقیه خانواده بود بخواند. آن وقت اگر نامه از سرباز یا غریبی بود تا ملای خانواده نا مه را ته تهش بخواند مادر یک دل سیر گریه کرده بود و آه های سوزناک کشیده بود و زیر لب دعا خوانده بود. اما از نگاهش می‌شد فهمید که از خبر سلامتی عزیزش خوشحال است.

آن‌وقت‌ها آدم‌ها دیربه‌دیر از هم باخبر می‌شدند و اما همیشه به یاد هم بودند. طول می‌کشید تا نامه‌ای نوشته شود و برود توی صندوق پست و اداره و پستچی و مقصد…اما وقتی میرسید این زانوی مادرها بود که قوت می‌گرفت و دست پدرها بود که به کار می‌رفت و دل دوستان که شاد می‌شد.

حالا اما تکنولوژی که فارسی اش می‌شود فناوری پیشرفت کرده و آدم‌ها را روز به روز از هم جدا می‌کند. دیگر نه از آن نامه‌ها خبری هست نه از آن ” ملالی نیست جز دوری شماها” که پای ثابت همه نامه ها بود. حالا نامه‌ای هم اگر برسد یا احضاریه دادگاه است یا اعلامیه شهرداری، یا نامه بانک یا شاید هم سیم کارت هدیه ایرانسل… حالا دیگر کمتر پیش می‌آید که آدم‌ها در برخوردهایشان به هم بگویند” سری به ما نمی‌زنید” یا ” حالی از ما نمی‌پرسید” این جمله‌ها هم همراه بارنگ سال پارسال از مد افتاده . شاید این هم یکی از اصول مدرنیته باشد که کمتر از حال هم جویا شویم و کمتر سراغ هم را بگیریم. این روزها آدم‌ها بدجور باهم غریبه شده‌اند… حتی با آن‌هایی که روزی آشناتر از هر آشنایی بودند… اگر کسی باشد که هنوز برایش این چیزها مهم باشد و گلایه‌ای بکند حتما این جمله را در جواب خواهد شنید که ” بد زمانه‌ای شده” و ما بالاخره نفهمیدیم آدم‌ها زمانه را بد می‌کنند یا زمانه آدم‌ها را؟!

Share

2 پاسخ به “اگر از احوالات اینجانب خواسته باشید…”

  1. فاطیما می‌گه:

    یکی از آرزو های من دریافت یک نامه با متنی زیبا (حالا از هرکسی که میخواهد باشد) هست …
    از ایمیل ها خسته ام …

  2. نمیدونم چرا با اینکه راه های ارتباطی ساده تر شده، خیلی ساده تر، اما ارتباطات کمتر شده
    احتمالا اینم برمیگرده به اینکه ما آدمها به هرچیزی که داریم عادت میکنیم، اونقدر که برامون بی ارزش میشه!

پاسخ دادن به رها- مشق سکوت

پیش‌نهاد وبلاگ