دوشنبه ۰۳ مهر ۱۳۹۱
رضوان خسروی: نوشته‌هایم می‌توانند‬‬ موعظه‌گر خودم باشند

می‌نویسم چون چند وقت پیش، به طور اتفاقی دیدم که نوشته‌های خودم گاهی می‌توانند‬‬ موعظه‌گر خودم باشند‬‬. می‌نویسم برای بعدهای خودم. وقت‌هایی که با رجوع به نوشته‌هایم تلنگری بزنم به خودم؛‬‬ و یا نوشته‌های قبلی‌ خودم را تکمیل کنم و البته سیر پیش‌رفت یا پس‌رفتم را در عقاید و اخلاقیات و رشدم ببینم‬‬ و ارزیابی کنم‬‬.

وبگاه لینک‌زن: رضوان خسروی دختری است از سرزمین بهارنارنج. آنچه که در معرفی خودش در وبلاگش «کوثرانه» آمده این است: «دختری است از دیار شیراز. هم محیط دانشگاه را تجربه کرده و هم حوزه. برای به اتمام رساندن تحصیلات تکمیلی‌اش، دو سال را دور از خانواده و در شهر مقدس قم گذرانده است.» اما من از او خواستم متفاوت از آنچه در وبلاگش نوشته شده است خودش را برایمان معرفی کند و او در پاسخ به سوالم گفت: «نوپایی هستم که میل پرواز به قله دارد ولی بالش را نه.»

چرا بالش را نه؟‬‬‬‬‬‬
بال وقتی هست که خوب تغذیه کرده باشی، به قدر کافی در پیله‌ات رشد کرده باشی‬‬. رشدت که به بلوغ نرسد، با گذر زمان فقط پیله‌ا‌ت را محدودتر می‌کنی‬‬. به عبارتی:‬‬ و من هنوز کرمی‌ام که از برگ تغذیه می‌کند و ابریشم روی ابریشم می‌بافد، شب‌ها رؤیای دو بال دارد و روزها به تماشای پروانه‌ها می‌نشیند‬.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

درباره روند وبلاگ نویسی‌تان کمی برایمان بگویید. از کجا شروع کردید تا به «کوثرانه» رسیدید‬‬؟
من سال ۸۱ به واسطه‌ی برادرم با وبلاگ آشنا شدم‬‬. همان اوائل یک وبلاگ به کمک ایشان ساختم‬‬ که بیشتر جنبه‌ی دفترچه خاطرات داشت؛‬‬ مثل خیلی شروع‌های وبلاگی دیگر. البته ایشان کارکرد وبلاگ را برای من این طور تبیین کرده بودند که یک جایی‌ست که می‌توانی در آن درباره‌ی عقایدت بنویسی‬‬ و با دیگران که در مورد عقایدشان می‌نویسند تبادل نظر داشته باشی‬. ولی طول کشید تا وبلاگ من از یک صفحه‌ی شخصی که صرفا مطالب روزانه در آن نوشته می‌شد خارج شد‬‬. بعد از یک مدت ننوشتن از سال ۸۵ با ایجاد یک وبلاگ جدید دوباره شروع کردم‬‬. این‌بار کمی وبلاگی‌تر.‬‬ بعد از آن این نوشتن ادامه پیدا کرد.‬‬ البته با وقفه‌هایی که هر چند وقت یک بار به مدت طولانی یا کوتاه در مسیر نوشتن ایجاد می‌شد‬‬ تا امروز که «کوثرانه» را به روز می‌کنم.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

معمولا وبلاگ‌نویس‌ها بعد از مدتی در نوشتن افت پیدا می‌کنند یعنی حس به تکرار افتادن سراغ آن‌ها می‌آید و حتا ممکن است به نوشتن ادامه ندهند. اما شما «کوثرانه» را بعد از «دنیای راه راه» شروع کردیدو قوی‌تر از گذشته به این مسیر ادامه دادید. ‬‬اصلا چرا این تغییر نام صورت گرفت و «دنیای راه راه» تبدیل به «کوثرانه» شد؟ و چرا تصمیم گرفتید وبلاگتان مستقل شود؟‬‬‬‬‬‬
من هم از این قاعده (افت وبلاگ‌نویسی) مستثنی نبودم. البته کوثرانه تنها تفاوتش با دنیای راه راه، تفاوتش در عنوان بود‬‬. یک زمانی که احساس می‌کردم دنیای راه راه نیاز به تغییرات بیشتری دارد ولی محدودیت سرویس‌های وبلاگی اجازه‌ی این تغییرات را نمی‌دهد، روی دامنه‌ی کوثرانه‬‬ مستقل شد که از اسم مستعاری که با آن می‌نوشتم، یعنی کوثر، گرفته شده بود‬‬. مدتی بود دنبال بهانه‌ای بودم برای تغییر اسم؛‬ بعد از اینکه دامنه وبلاگم را کوثرانه انتخاب کردم، ترجیح دادم اسم را هم به کوثرانه تغییر بدهم که همه یک دست بشود و این تشتت بین اسم و آدرس وبلاگ از بین برود. به نظرم در عین اینکه کوثرانه اسم خاصی هست برای خودش، روان‌تر و بهتر شده و به خاطرسپاری‌ا‌ش راحت‌تر است.‬‬‬‬‬‬‬‬

چرا بعد از مستقل شدن هم با اسم مستعار می‌نویسید؟ به خاطر محدودیت‌هایی که با اسم واقعی برایتان پیش می‌آید؟
اوائلش شاید به همین دلیل‬‬ بود ولی از یک زمانی به بعد دیگر اسم حقیقی‌‌ام در فضای اینترنت به اصطلاح لو رفته بود‬‬ و دیگر جایی برای این پنهان ‌شدن پشت اسم مستعار نمی‌گذاشت‬‬. فکر می‌کنم به این اسم عادت کرده بودم‬‬ و البته دوستش دارم‬‬ و بین خیلی از دوستانم که شروع آشنایی‌مان از اینترنت بوده است، با کوثر خطاب می‌شوم‬‬. حالا دیگر رضوان خسروی و کوثر خیلی رفیق شده‌اند. شاید هم دارند یکی می‌شوند.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

اتفاقا می‌خواستم سوال کنم که چقدر با هم تفاوت دارند‬‬؟
در مورد فرق من و کوثر یک چیز کوتاه بگویم.‬‬ درست است که آدم‌ها در نوشته‌های‌شان معمولا بخش‌هایی از خودشان را مکتوب می‌کنند. بخش‌هایی از اعتقاد و علایق و خواسته‌ها و…‬‬ اما کاملا آنی نیستند که در نوشته‌ها می‌آورند‬‬ طبیعی‌ست که بعضی از آدم‌ها، اگر نگوییم همه‌شان، در خلال نوشته‌هایشان دنبال خودشان می‌گردند‬‬ و خواسته یا ناخواسته آن چیزی را به تصویر می‌کشند که دوست دارند باشند؛‌ یا حداقلش این است که‬‬ آن بخش‌های مثبت شخصیت‌شان بیشتر نمود پیدا می‌کند‬‬ هر چند این یک گزاره‌ی کلی نیست و حتما استثنائاتی دارد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

اما گفتید دارند یکی می‌شوند.
دارند یکی می‌شوند، الزاما به معنی یکی شدن شخصیت‌هاشان نیست، که البته‬‬ نسبت به قبل خیلی به هم نزدیک‌تر شده‌‌اند به نظرم‬‬. ولی بیشتر تأکیدم روی اسم بود. ساده‌ا‌ش این که‬‬ اسماً به همان اندازه «کوثر» هستم که «رضوان»‬‬.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

وبلاگ شما بخش‌های مختلفی دارد و از این نظر کامل است. وقت زیادی برای وبلاگ نویسی می‌گذارید؟‬‬
بله؛ وبلاگ‌نویسی از من زمان نسبتا زیادی می‌برد‬‬. البته الزامی برای این ندارم که هر روز یا هر هفته مطلب بنویسم‬‬. هر موقع که حس نوشتن داشته باشم و وقتش و موضوعش را،‬‬ به روز می‌کنم‬‬ ولی همین هم گاهی زمان می‌برد. گاهی برای یک مطلب بیشتر از ده ساعت زمان گذاشته‌ام. هم برای مطالعه و گردآوری، اطلاعات‬‬ و هم نگارشش‬‬. گاهی هم می‌بینی نشسته‌ام و یک چیزی به ذهنم می‌رسد و همان لحظه می‌نویسم و می‌فرستمش روی وبلاگ‬‬ و شاید چیزی بیشتر از نیم ساعت زمان نبرد‬ (البته این کم پیش می‌آید)‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

با توجه به این زمانی که می‌گذارید و در شبکه‌های اجتماعی هم فعال هستید، از وقتی که برای این کار صرف می‌کنید راضی هستید؟‬‬ یعنی نشده پشیمان بشوید که چرا این وقت را جای دیگری صرف نکرده‌ام؟‬‬‬‬
فعالیت من در شبکه‌های اجتماعی خیلی کم و محدود به شبکه‌ی فرندفید و پلاس هست‬‬ و بیش‌تر آن زمانی صرفشان می‌شود که زمان استراحتم هست و برای تغییر فضا و رفع خستگی یک سری بهشان می‌زنم‬‬. اما زمانی که برای وبلاگ می‌گذارم بیشتر است.‬‬ چون وبلاگ برای من از شبکه‌های اجتماعی‌ جدی‌تر است. این که پشیمان شده باشم از زمانی که برای وبلاگ می‌گذارم؛ هنوز  خیر‬‬، خوشبختانه.‬‬ من از وبلاگ‌نویسی خیرات زیادی نصیبم شده‬‬ که کمترینش جرأت به نوشتن‬‬ و دسته‌بندی تفکرات و ذهنیاتم بوده است.

هدفتان از وبلاگ‌نویسی چیست؟ جذب مخاطب یا بازخورد مطالبتان؟‬‬‬‬
همراه با افت و خیزهایی که در نوشتن داشتم، هدفم از نوشتن و اهمیت جذب مخاطب هم تغییراتی داشته است‬‬. الان می‌نویسم، چون نوشتن و همین طور به اشتراک گذاشتن عقاید یا احساس‌ها و دریافت‌هام برای من لذت‌بخش است و می‌نویسم چون چند وقت پیش، به طور اتفاقی دیدم که نوشته‌های خودم گاهی می‌توانند‬‬ موعظه‌گر خودم باشند‬‬. می‌نویسم برای بعدهای خودم. وقت‌هایی که با رجوع به نوشته‌هایم تلنگری بزنم به خودم؛‬‬ و یا نوشته‌های قبلی‌ خودم را تکمیل کنم و البته سیر پیش‌رفت یا پس‌رفتم را در عقاید و اخلاقیات و رشدم ببینم‬‬ و ارزیابی کنم‬‬. همین لذت به اشتراک‌گذاری عقایدم، می‌تواند منشأ خیر بشود اگر خدا هم عنایتی بکند‬. یعنی دیگران هم ممکن است از بعضی مطالب بهره ببرند که این دیگر کمال لطف خداست اگر اتفاق بیفتد. البته در کنار این، گاهی هم به واسطه‌ی خواننده‌های وبلاگم متوجه اشتباهی که ممکن است در تفکرم باشد بشوم.‬ این‌ها همه‌اش خیر است.‬‬‬‬

در مورد اشتراک گذاری‌ها مطمئنا پیش آمده که‬‬ مطالبی را از وبلاگ شما بدون ذکر منبع کپی کنند.‬‬ چه برخوردی داشتید؟‬‬ به نظر شما چه طور می‌شود جلوی این کار را گرفت؟‬
فکر می‌کنم قبلا بیشتر روی این موضوع حساس بودم و اگر جایی مطلب وبلاگم را می‌دیدم که بدون ذکر منبع نوشته شده‬‬ با یک کامنت تذکر می‌‌دادم و از نویسنده می‌خواستم که منبع را هم ذکر کند.‬‬

در حال حاضر حساس نیستید؟‬‬
الان کمتر حوصله‌ی سرچ مطالبم را دارم. مگر وقت‌هایی که احتمال می‌دهم مطلبی از وبلاگ در سایت‌های جدی‌تر، کار شده باشد که آن‌ها هم معمولا منبع را ذکر می‌کنند.‬‬ فکر نمی‌کنم جز با جا افتادن فرهنگ انتشار مطلب با رعایت حق کپی‌رایت، بشود کاملا جلوی این عمل را گرفت.‬‬ اما می‌شود با همین تذکرهای پراکنده و دوستانه‬‬ تا آنجا که می‌شود کمترش کرد.‬‬ تذکر حتما لازم نیست از طرف خود نویسنده وبلاگ باشد. ممکن است مطلبی را در جایی ببینیم که بدانیم این مطلب از وبلاگی که اخیرا خوانده‌ایم ذکر شده است‬‬. می‌توانیم خود ما به عنوان خواننده، منبع اصلی مطلب را ذیل آن، در وبلاگ دیگری یا در شبکه‌های اجتماعی نقل کنیم‬‬.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

چقدر از این آدم‌هایی که در طول این مدت با آنها آشنا شده‌اید توانستند دوستان خوبی برای شما باشند؟ به این دوستی‌ها می‌شود تکیه کرد؟‬‬‬‬‬‬
تعداد کسانی که به واسطه‌ی وبلاگم با آن‌ها آشنا شدم و دوستی‌مان همچنان پا برجاست زیاد است‬‬. دوستی وبلاگی، مثل دوستی در عالم واقع، یک سری ملاحظات دارد و یک غربال‌گری دقیق می‌خواهد‬‬. اگر این اتفاق با احتیاط و درایت بیفتد، بله؛ به این دوستی‌ها هم می‌شود اعتماد کرد‬‬.‬‬‬‬

من پستی دیدم در وبلاگ «راه و ماه» با عنوان «رسم دوستی» در این مورد برایمان بگویید. چه اتفاقی افتاد که چند خانم وبلاگ‌نویس تصمیم گرفتند در فضای مجازی یار و یاور هم باشند؟‬‬‬‬‬‬
این صحبتی بود که از قبل بین ما می‌شد.‬‬ شاید اولین بار، به طور جدی در همایش وبلاگ‌نویسی محیا که در شیراز برگزار شد‬‬ با چند نفر از وبلاگ‌نویس‌ها در موردش گفت‌وگو کردیم.‬‬ همه‌مان لزوم حمایت از هم را احساس می‌کردیم‬‬ دنبال راه کار عملی‌ش بودیم‬‬ یکی از راه‌کارها را به اشتراک‌گذاری مطالب خوب همدیگر در شبکه‌های اجتماعی دیدیم‬‬ و راه دیگر را در هم‌افزایی وبلاگی‬‬ یعنی که اگر یکی از ما موضوع خوب و قابل طرحی را نوشت‬‬ هر کدام از ما که می‌توانیم در وبلاگ خودمان آن موضوع را از زاویه‌ی دید خودمان و از جهاتی غیر از جنبه‌هایی که نویسنده‌ی اول نوشته‬‬ تکمیل کنیم‬‬ تا به این وسیله آن مطلب یک کمی در فضای مجازی بولد بشود‬‬ و بیشتر به چشم بیاید‬‬.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

تعداد افراد این جمع ممکن است بیشتر هم بشود؟ به این موضوع هم فکر کردید؟‬‬‬‬‬‬
بله فکر کردیم.‬‬ ما استارت این کار را از یک گروه دوستی چند نفره زدیم‬‬ ولی به این امید بودیم و هستیم که کم‌کم بتوانیم دایره‌ی این جمع را گسترده‌ترش کنیم‬‬.‬‬‬‬

شما پست‌هایی در دفاع از حجاب در وبلاگتان دارید حتا درباره طلق و زیباتر روسری پوشیدن هم نوشته‌اید. به نظرتان در فضای مجازی چه کارهایی درباره حجاب می‌توانسته صورت بگیرد و نگرفته است؟‬‬‬‬‬‬
در فضای حقیقی و مجازی روی عفت خیلی بیش‌تر از حجاب باید کار بشود‬‬. اصلا به نظر من حجاب یک امر فرعی هست که پایه‌های شکل‌گیری آن الزاما ربط مستقیمی به حجاب ندارد‬‬ و ما آن پایه‌ها را رها کردیم و آمدیم سراغ پوسته‌ی ظاهری آن اعتقادات‬‬. هر کاری در مورد آن پایه‌ها انجام بشود خوب است.‬‬ در مورد خود حجاب، به طور مستقیم، ایجاد تنوع‌ در حجاب و به رسمیت شمردن‌شان هم قدم بزرگی‌ است. حجاب اگر حدود اسلامی خودش را داشته باشد، باید بتواند سلایق مختلف را راضی نگه دارد‬‬. ما همیشه حجاب را صد در صدی خواستیم‬‬. الان در مورد مدل‌های بستن روسری، ما هنوز پذیرش نداریم‬‬؛ با اینکه مدل‌ها پوشیده و زیبا هستند، اغلب جبهه گیری می‌کنند که چرا حجاب را از سادگی در می‌آورید‬‬. این حجاب با اصل حجاب‬ متناقض است یا سریع می‌گویند آدم که این را نمی‌تواند زیر چادر بپوشد‬‬.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

من شنیدم که بعضی‌ها می‌گویند حجاب نباید ایجاد جذابیت کند‬‬.
ولی دوستان توجه ندارند که‬‬ همین الان که ما این تنوع را نداریم، همه با حجاب کامل در جامعه هستند؟‬‬ معتقدم ما به این طریق، یعنی با معرفی مدل‌های زیبا و البته پوشیده‌تر‬‬ وضعیت نامطلوب الان را کمی مدیریت کنیم‬‬. شمای مخاطب که حجاب کاملی داری، هیچ لزومی ندارد از این مدل روسری‌ها استفاده کنید.‬‬ این برای دوستانی پیشنهاد شده که اندازه‌ی شمای مخاطب تقید ندارند و در عین حال دنبال زیبایی حجاب هستند‬‬. چرا ما این راه را با برخوردهای سطحی و ذهن بسته‌مان ببندیم؟‬‬‬‬‬‬

 پس با چادرهای رنگی هم موافق هستید؟‬‬‬‬‬‬
خیر. حساب چادر فرق دارد.‬‬ من کاری به جنبه‌ی شرعی‌ا‌ش ندارم‬‬. شاید از نظر شرعی رنگ‌های مختلف چادر هم پوشش کامل محسوب بشود. ولی از نظر سلیقه‌ای، چادرهای رنگی را نمی‌پسندم.‬‬ ضمن این که هر چیزی را هم نمی‌شود زیاد دست کاری کرد.‬‬ بعضی چیزها با دست‌کاری ماهیت‌شان یا کارکردشان عوض می‌شود.‬‬‬‬‬‬

شما وبلاگ انگلیسی هم دارید. چقدر لازم می‌دانید که در حال حاضر خانم‌ها به این شکل هم وبلاگ بنویسند؟‬‬‬‬‬‬
فرقی بین خانم‌ها و آقایون در این موضوع نمی‌بینم.‬‬‬ ولی به نظرم خوب است که این کار انجام بشود.‬‬‬ بالاخره ما یک سری حرف‌ها و عقاید داریم که برای دنیا شناخته شده نیست.‬‬‬ خوب است که روی آن‌ها کار کنیم و با یک زبان خارجی که الزاما ممکن است انگلیسی نباشد‬‬‬ سعی کنیم در حد خودمان آن‌ها را نشر بدهیم.‬‬‬ البته وبلاگ انگلیسی من واقعا در این حد و قواره نیست؛ صرفا دست‌گرمی‌‌ست.‬‬‬‬‬

 در این مدت بازخوردی هم داشتید که برای شما دلگرم کننده باشد؟‬‬‬
خیر. خواننده‌ی آن وبلاگ تعداد خیلی خیلی معدودی از دوستانم هستند که البته همین دوستان، زیاد لطف داشته‌اند؛ ولی خواننده‌ی غیر ایرانی ندارم‬‬‬. اما در مورد کل قضیه‌ی وبلاگ‌نویسی، بله؛ زیاد.‬‬‬ هم در کامنت‌های وبلاگم دوستان زیادی اظهار لطف داشته‌اند و هم در برخوردهای رو در رو.‬

خاطره‌ای دارید که در ذهنتان ماندگار شده باشد؟‬
شاید به این خاطره نشود گفت، اما یکی از نکته‌های مثبتی که نوشتن برایم داشته؛‬‬‬ این بوده که دو نفر از دوستانی که الان وبلاگ‌نویس مطرح و خوبی هستند‬‬‬ می‌گفتند اولین بار کوتاه‌نویسی را با خواندن کوتاه‌نوشته‌های تو شروع کردیم‬‬‬. البته الان هر دوی آنها صد درجه بهتر از من می‌نویسند.‬‬

با توجه به اینکه خودتان طلبه بودید نظرتان راجع به خانم‌های طلبه که در فضای مجازی فعال هستند چیست؟ من اکثرا می‌بینم که درباره موضوعات محدودی می‌نویسند.‬
راستش غیر از دو سه وبلاگ مربوط به خانم‌های طلبه، وبلاگ طلبه‌ای را دنبال نمی‌کنم‬‬‬. بنای من بر خواندن وبلاگ‌ها، رشته‌ی تحصیلی و شغل و مناسبت‌های اجتماعی و… نیست‬‬‬. سعی کرده‌ام وبلاگ‌هایی را بخوانم که خوب می‌نویسند و مطالب مفیدی دارند.‬‬‬ در این میان خیلی از وبلاگ‌های خوب را هم ممکن است نخوانده باشم که نویسنده‌شان خانم‌های طلبه هستند‬‬‬.‬‬‬‬‬‬‬‬‬

بین وبلاگ‌هایی که می‌خوانید‬‬‬ شده پیش خودتان بگویید که ای کاش به این موضوع پرداخته می‌شد؟‬‬‬ منظورم بین وبلاگ‌های خانم‌هاست. موضوعی که کمتر در موردش نوشته شده‬‬‬ باشد و جای کار بیشتری داشته‬‬‬‬‬‬‬ باشد.‬‬
بله‬‬‬. یکی از موضوعاتی که همیشه برایم خواندنی بوده و تقریبا همیشه هم به دوستان وبلاگ‌نویس (خصوصا آن‌هایی که تازه شروع می‌کنند) توصیه‌ا‌ش کرده‌ام‬‬‬ نوشتن در مورد سبک زندگی‌‌ست‬‬‬. بیشتر نظرم روی زندگی مشترک هست‬‬‬ و مسائل مربوط به همسرداری و فرزندداری‬‬‬. باید بتوانیم در این زمینه، تصویر گویا و خوبی از یک زندگی اسلامی به مخاطب بدهیم‬‬‬. روی این موضوع خیلی کم کار می‌شود‬‬‬.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

 یعنی روزانه نویسی؟‬‬‬‬‬‬
با این که موضوع ساده‌ای هست‬‬‬ خیلی شبیه به روزانه‌نویسی می‌تواند باشد اما روزانه‌نویسی‌ای که در آن حرف جدید یا قابل تأملی برای گفتن باشد‬‬‬. در این زمینه، الان وبلاگ خانم سارا عرفانی و همسرشان مد نظرم هست که‬‬‬ درباره‌ی شیوه‌ی برخوردشان با مطهره، دخترشان، می‌نویسند‬‬‬ و با اینکه مطالب ساده و کوتاه هست،‬‬‬ مفید و دلنشین است‬‬‬. اسم وبلاگشان «به رنگ پدر» است‬‬‬.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

این شیوه که زن و شوهر با هم در یک وبلاگ می‌نویسند را می‌پسندید؟‬‬‬‬‬
نظرخاصی نسبت به این موضوع ندارم. می‌تواند خوب باشد اگر خوب نوشته بشود و خوب مدیریت بشود. می‌تواند خوب نباشد، اگر خوب مدیریت نشود.‬‬‬ دیدگاهم خنثی است ولی از حیث تألیف قلوب خودشان، به نظرم فکر خوبی‌ست. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬

پس کوثرانه هم ممکن است روزی نویسنده دیگری داشته باشد؟‬
ممکن است.‬

گفتید که وبلاگ‌نویسی را‬‬‬ از برادرتان یاد گرفتید‬‬‬. الان اگر شما بخواهید وبلاگ‌نویسی را به کسی یاد بدهید در این مورد چه تعریفی به او ارائه می‌دهید؟
یک صفحه‌ی شخصی که تریبونی‌ست برای اعلام و اظهار عقاید و فرصت مناسبی را برای آدم فراهم می‌کند که تمرین کند عقایدش را، بگوید،‬‬‬ از آن‌ها دفاع کند، عقاید مخالف را بشنود با دارندگان آن عقاید بحث کند و عقایدشان را به چالش بکشد‬‬‬ و البته همزیستی مسالمت‌آمیز و دوستانه را در کنار همین دارندگان عقاید مخالف یاد بگیرد.‬‬‬ وبلاگ تمرین نوشتن است.‬‬‬ تمرین حرف زدن است.‬‬‬‬‬

وبلاگ نویسی در خانواده‌ای که چند نفر دیگر از اعضای آن هم وبلاگ‌نویس هستند و هم فعال در شبکه‌های اجتماعی چه مزایا و معایبی دارد؟
از مزایایش این است که بالاخره در محیط خانواده کسانی هستند که هم وارد باشند به این امور و هم اشتراکاتی در این زمینه با هم داریم. همین مسئله می‌تواند فرصت خوبی برای مشورت و همفکری و خیلی اوقات ساپورت و همراهی باشد. معایب خاصی در این مورد به ذهنم نمی‌رسد.

شده که همراه اعضای خانواده راجع به نوشتن مطلبی یا در نقد مطلبی از وبلاگستان صحبت کنید؟ این صحبت‌ها چقدر در وبلاگ‌نویسی کمکتان کرده است؟
بله. زیاد پیش می‌آید. گاهی حتی جرقه‌ی نوشتن یک مطلب جدید از همین صحبت‌ها زده می‌شود.

پیش آمده که دوست داشته باشید مطلبی بنویسید و به خاطر اینکه احتمال دادید شامل فیلترینگ شود از نوشتن آن صرف‌نظر کرده باشید؟
خیر. واقعیتش این است که هیچ‌وقت برایم مهم نبوده است به خاطر ارائه و بیان یک دیدگاه، فیلتر بشوم! البته گاهی برای جلوگیری از فیلتر شدن توسط موتورهای فیلترینگ، کلماتی که ممکن بوده مسئله‌ساز شوند را با احتیاط استفاده کرده‌ام. چون این یک جور فیلتر شدن عقیدتی نیست و توسط ماشین صورت می‌گیرد دوست نداشتم چنین اتفاقی بیفتد. اما در مورد فیلترینگ خاص که با نظارت بعضی افراد دست‌اندر کار صورت می‌گیرد، این دغدغه را نداشته‌ام و حرف‌هایم را همیشه زده‌ام. به نظرم این روزها فیلتر شدن غیر از این که به مطرح‌تر شدن وبلاگ و نویسنده‌ی آن وبلاگ کمک می‌کند؛ چندان مانع خاصی را ایجاد نکند. به این دلیل که چند سال اخیر، به مدد فیلترینگ حساب‌نشده و بی‌حدوحصر و افراطی، اغلب کاربرها در مقابل فیلترینگ واکسینه شده‌اند و راه‌های مختلفی را برای عبور از این مانع و دستیابی به آنچه که هدفشان هست در اختیار دارند.

و کوثرانه قرار است تا کجا ادامه پیدا کند؟ برایش نقشه‌های جدیدی دارید؟‬‬‬
فعلا خیر؛ سپردمش به دست هدایت ناخدا و خودم دارم باهاش می‌روم‬‬‬. راضی‌ام از این سفر‬‬‬‬‬.‬

 

Share

2 پاسخ به “رضوان خسروی: نوشته‌هایم می‌توانند‬‬ موعظه‌گر خودم باشند”

  1. زینب سادات می‌گه:

    مصاحبه ی خوبی بود
    داشتم خودم را می گذاشتم جای خانم خسروی ببینم اگر من بودم چه جوابهایی می دادم به سئوالات!!!! دیدم اگر من بودم روند سئوالات شکل دیگری پیدا می کرد! :)
    موفق باشید

  2. سوری می‌گه:

    موفق باشی رضوان خانم

پاسخ دهید

پیش‌نهاد وبلاگ