» یادداشت

نوشتن نوعی از هنرهاست پس وبلاگ نویس‌ها هم به نوعی دارند هنر می‌کنند! البته که هنرشان شدت و ضعف دارد. با هنر می‌شود دردناک ترین و غیرقابل پذیرش‌ترین احساسات را پیچید لای یک زرورق نازک طلایی و نقره‌ای و بروزش دارد. با هنر می‌شود خیلی هنرمندانه خود بود. وبلاگ‌ها می‌توانند محل خوبی برای خود بودن باشند. بهترین احساس را بعد از نوشتن متن‌هایی دارم که در آن خودم بوده‌ام.


کیفیتِ ماندن من و جاودانگی‌ام به کیفیتِ کلام من باز می‌گردد. اگر کلامم بویِ درختانِ سبزِ توت می‌دهد و من شبیهِ کرمی ابریشم در پیله‌یِ تنهاییِ واژه‌ها به سر می‌برم، یعنی پروانه شدن نزدیک است. رنگِ بالِ پروانه شدنم را خودم با انتخابِ کلامی که ماندگار است و «حق» است، انتخاب می‌کنم.


بعد از نوشتن پست‌ و قرار دادن آن در وبلاگ و دعوت از چند وبلاگ‌نویس دیگر، لطفا لینک پست‌تان را به آدرس ایمیل لینک‌زن [info@linkzan.ir] ارسال کنید یا از طریق کامنت ما را از آدرس پست‌تان مطلع کنید. تمامی پست‌های مربوط به اولین موج وبلاگی لینک‌زن، در یک آدرس مجزا در لینک‌زن بازنشر خواهند شد.


نمی‌خواهم عاقبت به خیر نشوم، حالا اگر در فقر مطلق باشم. نمی‌خواهم بی مامان باشم حتی اگر همه‌ی دنیا برای من باشد…


خوب نوشتن، تمرین کردن می‌خواهد. وبلاگ هم بهترین جا برای تمرین کردن است. از این امکان رایگانی که دنیای مجازی در اختیارتان قرار داده استفاده کنید. از هر موضوعی که به ذهنتان می‌رسد بنویسید و دنبال موضوعات خاص و پیچیده نباشید. قلم‌تان به زودی راه خواهد افتاد.


اصلاً ما باید هرکدام همان‌طوری باشیم که هستیم، هرکدام در همان دایره‌ای که هستی‌مان را مشخص می‌کند، زندگی را برقصیم. و برای‌مان مهم نباشد که کسی برای تحلیل‌های شاعرانه‌مان تره خُرد می‌کند یا نه. مهم این است که واکنش‌ نشان دهیم، هرچند واکنش‌های‌مان تماماً درونی باشند، اما هنوز از قلب تپنده‌ای می‌جوشند که کاملاً زنده است.


اما در مورد بازنشر مطالب؛ خیلی دلمان می‌خواهست که در لینک‌زن فضای گفت‌وگو و بحث‌های مفید ایجاد شود و پست‌های موافق و مخالف در کنار هم بازنشر داده شوند. مدتی است لینک‌زن در راستای همین هدف گام برمی دارد و پستهای متنوع را بازنشر می دهد. البته شنیدن نظرات متفاوت درباره یک موضوع کمی صبر و تحمل می‌طلبد و اشکال گرفتن به بازنشر آن مطلب یا برچسب زدن به لینک‌زن، فقط به ایجاد فضای متشنج و بسته شدن درب گفتگو و تعامل می انجامد. ما از خوانندگان دوست داشتنی لینک زن طلب صبر و همدلی و همراهی می کنیم تا در فضایی آرام و به دور از تشنج، بحث‌های وبلاگی مفید در وبلاگستان زنان، رونق بگیرد.


یک حرف‌هایی هست که نمی‌شود گفت، نه اینکه کسی را نداشته باشی که برایش بگویی‌ها نه، باید بنویسی تا برای همیشه بماند؛ بماند برای روزهای دور، برای مزه مزه کردنِ خاطرات مثلن در یک شب پاییزی کنارِ جان دلت با یک چای دارچینی داغ، بخانیُ بگویی ببین، فلان روزِ بیست و پنج سالگی‌ام فلان شدُ بهمان شد. یا مثلن آدرس وبلاگت را بدهی پسرت، برود با شوق آرشیوش را بخواند و هی از روزگار جوانی‌ات سوال کند و آن روزها برایت زنده شود.


نوشتن آرام است. کم پیش می‌آید سرِ ناسازگاری بگذارد. نوشتن شعور دارد. می‌فهمد آدم را. مثلِ همان دوست‌هایی است که صدایشان می‌کنیم رفیق. که به موقع شانه‌اند و تکیه گاه. به موقع گوش می‌شوند. به موقع همراه می‌شوند‌. به موقع پارتنرِ تمامِ دیوانه بازی‌هایمان می‌شوند. از همان دوست‌هایی که کمیاب‌اند. که دوست داشتنی‌اند حتی وقتی که در دسترس نباشند.


من وبلاگم را دوست دارم، من وبلاگم را مثل بچه‌ای که خودم به دنیا آورده باشم و یادش داده باشم چطور در این دنیا زنده بماند دوست دارم. نمی دانم شاید هم همین بچه‌ست که به من یاد می‌دهد چطور این جا زنده بمانم، ما به هم وابسته‌ایم و هیچکدام به وجود نمی‌آییم و از بین نمی‌رویم، بلکه به همدیگر تبدیل می‌شویم.


پیش‌نهاد وبلاگ