» آدم اینجا تنهاست

حالا دیگر کمتر پیش می‌آید که آدم‌ها در برخوردهایشان به هم بگویند” سری به ما نمی‌زنید” یا ” حالی از ما نمی‌پرسید” این جمله‌ها هم همراه بارنگ سال پارسال از مد افتاده .


برخلاف بقیه بچه‌ها ازش نمی‌ترسم و حتی خیلی دلم می‌خواهد بروم و از نزدیک با او صحبت کنم. آرامش و بی‌توجهی‌اش به دنیای اطراف خیلی به دلم می‌نشیند. ف می‌گوید دیوانه است و من فکر می‌کنم آدم دیوانه هم باشد این مدلی باشد چه کیفی دارد.


مادر که باشی غصه معنا ندارد، درد بی معنی‌ست، نگرانی مسخره‌ترین واژه دنیاست، مادر که باشی همه این ها شیرین است و این نعمتی‌ست که خدا فقط و فقط به مادر داده است، بصیرتی که سخت ترین کارها در نظرش شیرین ترین کار است… مادر که باشی عاشق که نه خود خود عشق هستی…


فقط یک چیز می‎خواهم و آن این است که دل کسی را که امشب برایش کلی گریه کردم را شاد کنی… فقط همین…


هنوز هم سعی می‌کنم خوب باشم… خوب‌ها را ببینم و اجازه ندهم از خوبی‌ام سو استفاده شود. ولی می‌شود آدم‌ها حداقل سعی کنند خوب باشند… حتی اگر بدی دیده‌اند؟!


اخیراً به آدم‌ها و کفش‌هایشان دقیق شده‌ام می‌بینم نه زیادهم بی راه نیست که کفش شما، نشانه شخصیتِ شماست.


با دیدن بعضی از مادرها به این واقعیت که همه‌یِ ما تنها خودمان را دوست داریم و اگر به کسی محبت می‌کنیم برایِ خودمان است بیشتر پی می‌برم…


پیش‌نهاد وبلاگ