» آلبالو

می‌خواهم وقتی خسته از دنیا، قدم گذاشتی در حریمِ بودنمان؛ دو فنجان چایی ریخته باشم. خنکایِ درختِ آلبالو را نمی‌شود رها کرد. صدای گنجشک‌ها و کبوترها را. دستت را بگیرم و ببرم برایت آلبالو بچینم.


پیش‌نهاد وبلاگ