» بی‌بال پریدن..

به آرامی دستم را فشار می‌دهد و من می‌دانستم که این نهایت قدرت و زور اوست… قدرتی که روزی توانست، زیر تابوت داریوش را بگیرد…


پیش‌نهاد وبلاگ