» تفنگ آب پاش

بعد اونجایی داستان شدت گرفت که لوازم تحریر فروشی سر کوچه که هر روز ما به اجبار از جلوش رد می‌شویم، تفنگ‌های آبپاش رنگارنگ و جورواجوری آورد که دهن علی رو بیش از پیش آب انداخت، قضیه از وعده وعید و حواس پرت کردن و… گذشته بود، تفنگ آبی آرزوش بود!


پیش‌نهاد وبلاگ