» خاکستر و بانو

بابابزرگ می‌دانی که با رفتنت ریشه‌هایم قطع شد!؟ می‌دانی که من از آن زمین‌ها و باغ و همه هیچ نمی‌خواستم جز وجودت؟! جای خالیت روی مبل گوشه اتاق و ایوان تحمل ناپذیر بود. وقتی به خانه باز می‌گشتم برای شب آخر حسابی همه جا را دیدم. جایت چقدر شگرف و عمیق خالی شده از همه جا.


پیش‌نهاد وبلاگ