» خانه‌ی قدیمی

الآن خانه‌ی قدیم تنهاست. مطمئنم که دارد غریبی می‌کند. مثل صاحبش که مطمئنم الآن تنهایی نشسته جایی توی خانه‌ی جدید درندشت و دارد با خودش کلنجار می‌رود که قبول کند حالا دیگر خانه‌اش اینجاست…


پیش‌نهاد وبلاگ