» خندیدن بدون لهجه

حالا این مادربزرگ مریض و رنجور رو تخت بیمارستانه، امروز که رفتیم ملاقاتش باز هم ساکت بود، مثل همه‌ی هفتاد سال زندگیش، ولی از پشت این سکوت تلخ غمی تو چشمای بی فروغش بود که شاید بیشتر از هفتاد سال عمق داشته باشه …


پیش‌نهاد وبلاگ