» دعا

چند شب همین کار رو تکرار کرد تا اولین بارون درست و حسابی که اومد با ذوق گفت: وای مامان دیدی بالاخره خدا دعامون رو شنید. آخه ما بچه ها دلمون خیلی پاکه …


امسال کلی دعا دارم و مهم‌ترینش خیر بودن دعاهایم است؛ دعا معجزه می‌کند؛ دعا بی‌نظیر است؛ به معجزه دعا ایمان بیاوریم…


من معتقدم این‌جور دعاها تأثیرش بیشتر است چون پاک و خالص و بی‌ریا هستند، چون هیچکس مجبورتان نکرده که حتما برایش دعا کنید.


نمی‎خواهم توضیح بدهم مامانم چش شده. نمی‎خواهم نذرهای چند هزارتایی بکنید. فقط اگر یادتان ماند، اگر دلتان خواست، اگر حوصله داشتید، برای مامانم دعا کنید. لطفا…


خدا، تنهایی و حجم عظیم دلتنگی مثل چادری روی بخش کودکان بیمارستان کشیده شده بود. نمی‌شد نشست و دعا نکرد. نمی‌شد کافر بود، نمی‌شد ماتریالیست بود، نمی‌شد پوچ گرا بود، نمی‌شد درگیر روزمره‌ها و دغدغه‌ها و نگرانی‌های همیشگی بود. نمی‌شد جلوی سرازیری اشک را گرفت.


دست‌هام آنقدر بالا بلند نیستند و دلم آنقدر آبی… می‌شود برای جنگی که تمام مدت در گوش هانیه است و بیماری‌ای که مدام تمام عرفان را لمس می‌کند دعا کنید؟!


دعا کنید برای پوریای ۱۲ روزۀ ما، جای دوری نمی‌رود…


دوست دارم دعا کنم شاید غم‌ها کمتر شوند و مرا مجالی شود که فاصله‌ام از تو کم شود. چرا که هر لبخند معبری‌ست به سوی عرش تو…


یک لحظه دلم ریخت: خدا از مادر مهربانتر است…


گریه‌ام گرفته بود. عروس شهر هم گریه می‌کرد. بغض آسمان ترکید. از آن روز باران بارید. من و آسمان با هم می‌گرییم…


پیش‌نهاد وبلاگ