» زندان

همه‌ی آن شلوغی، همه‌ی آن داد و فریادها، همه‌ی آن زندانی‌های پا در زنجیر، همه‌ی آن آدم‌های عبوس را ول کرده بود و زل زده بود به سقف. حالش خریدن داشت. حالش را می‌خریدم. هرچقدر گران.


پیش‌نهاد وبلاگ