» شبیه پدر

درون گوشش آرام زمزمه می‌کنم: عاشق چشمانت هستم و او با ناز می‌گوید: ولی من دوست داشتم چشمانم مثل شما بود، کشیده و سیاه! غش می‌کنم از خنده و می‌گویم: دختر هم انقد شبیه پدر؟!


پیش‌نهاد وبلاگ