» عروسی

به واقع هنوز که هنوز است مدل شادی کردن درست درمان در مراسم عروسی برای آدم‌های مذهبی و اهل رعایت مشخص نیست.


احتمالا میان آنهمه شلوغی فکر می‎کنند “یعنی آدم رویاهای من همین بود؟”


خلاصه فیلمی بود عروسی‎های قدیم …. حالا که دیگه این مراسمات به قول ما اصفانیا ورافتادس! همه عروس‎ها از راه آرایشگاه میرن آتلیه برای عکس و فیلم و بعد هم یه راست میرن توی تالار و همون آخر مراسم توی تالار هم یه مراسم پاتختی خنک برگذار می‎شه و تموم شد رفت پی کارش ….


دلش فقط خوشبختی می‌خواهد، دلش خیلی خوشبختی می‌خواهد…


ما هیچ کس را برای رقصیدن محکوم نمی‌کنیم. درست است؟ بس چرا باید دسته‌ای را برای نرقصیدن و رقص ندیدن محکوم کنیم، چرا؟


باید یک فکری برای این حفره بزرگ اعتماد به نفسمان بکنیم، اصلا حواسمان به خودمان نیست. تازه شاید بشود ازین کمپین‌های حمایت از زنان هم برایش راه انداخت، زنانی که فکر می‌کنند برای زیبایی به خیلی از اسباب و لوازم خارجی محتاجند و خیلی زحمت‌ها را برایش به جان می‌خرند.


اگر اسلام گفته حجاب کنید، نرقصید، موسیقی حرام گوش نکنید، از آن طرف هم گفته بریز و بپاش و اسراف نکنید. گفته بی‌اخلاقی نکنید. گفته ساده زندگی کنید.


ما برای همان عروسی مذکور رفته بودیم موهایمان را کاری کنیم که احتیاج به تحمل فرآیند دکولوره بود. خانوم آرایشگر درمیانه کار از من پرسید میسوزه؟ من هاج و واج پرسیدم کجام؟ خانوم آرایشگر لبخندی فرو بلعید و گفت پوست سرتون. من گفتم الان که نمیسوزه. ممکنه بعدا بسوزه. خانوم آرایشگر لبخند رو بالا اورد […]


پیش‌نهاد وبلاگ