» وکالت

تمام مدت به پیرمرد فکر می‌کردم که روزی چند بار آرزوی مرگ می‌کند؟ شرمنده‌ی خانواده‌اش می‌شود؟ در خلوتش اشک می‌ریزد و با غصه می‌خوابد و با ترس بیدار می‌شود؟ من گریه کردم و از حقوق ترسیدم. از وکالت بیزار شدم و حالا که رسیده بودم احساس کردم راه را اشتباه آمده‌ام…


پیش‌نهاد وبلاگ