» پروانه‌ای روی شانه‌ی دلتنگی من

به دیروزم فکر می‌کنم. توی مرکز رادیولوژی و ماموگرافی، روی مبل چرم سالن انتظار نشسته بودم و اندکی نگران، به رادیکال‌های آزادی که ارثیه‌ی مادری و پدری ام شده اند، فکر می‌کردم! امروز اما، پرم از بوی کاج، از عطر زندگی…


پیش‌نهاد وبلاگ