» چشم‌ها

هر بار که این چشم‌ها را می‌بینم که اینطوری به من خیره شده‌اند انگار یک چیزی ته دلم می‌لرزد. پشت همه این چشم‌ها یک دنیا امید و آرزو و ترس و مهر و خشم پنهان شده‌اند. خب آدم دلش می‌لرزد وقتی می‌بیند از این همه گوشت و پوست و زیبایی همین یک جفت چشم یخ زده به تو خیره شده است.


پیش‌نهاد وبلاگ