» گزارش وبلاگستان زنان

آن روزها در کوچه‌ها نوای برف پارو می‌کنیم شنیده می‌شد. پدرها با پاروهای بلند از پله‌های راه پله بالا می‌رفتند تا برف‌های روی بام را پارو کنند و بچه ها دنبالشان برای بازی کردن می‌دویدند. حتی مردهای کوچه دست به دست هم می‌دادند و بام‌های خانه‌های خالی از مرد را پارو می‌کردند تا مبادا سقف خانه‌ی خالی از وجود مرد فرو بریزد.


برای یک دانشجو هیچ لذتی بالاتر از این نیست که با ترس ِ پاس نکردن ِ درس و عذاب وجدان بره به نمره‌ش نگاه کنه. اما در نهایت ِ ناباوری ببینه پاس شده ،نفس ِ عمیقی بکشه و با خیال ِ آسوده و معلق زنان بره سراغ ِ کتابی که تازه خریده و با لبخند ِ رضایتی که بر لب داره، شروع کنه به خوندن.


در کنار این‌ها تبعات جبران ناپذیری که این اتفاق برای یه زن و بچه‌های اینجور خونواده‌ها داره خودش یه مقوله‌ی جداست و فکر می‌کنم تلخ‌ترین صحنه کتک خوردن یه مادر جلوی چشم بچه‌هاشِ.


چراغ اتاق داداش را خاموش می‌کنم و داداش نیست که پتو را رویش بکشم و مجله را از روی صورتش بردارم… حالا من، تو…و حافظ …: به بستان شو که از بلبل، رموز عشق گیری یاد/ به مجلس آی کز حافظ غزل گفتن بیاموزی…


خیلی‌ها حسّی شبیه جان دادن را تجربه می‌کنند. مثلا وقتی اربعین باشد و از قافله جامانده باشند…


نمی‌شود یک بار دیگر برگردید؟ یک روز. یا فقط چند ساعت. بیایید دانشکده خودمان. از همان در وسطی که مخصوص دانشجوهاست وارد شوید. سرتان پایین باشد و کیف بزوگتان روی شانه تان آویخته باشد. هرکس به شما سلام کرد جواب بدهید و به او لبخند بزنید. بیایید لبخندی بزنید و بعد اگر خواستید دوباره بروید. اما دنیا لبخند شما را کم دارد… دنیا شما را کم دارد…


من هاجرم تشنه آبی که روحم را سیراب کند. در صفای مروه‌ای سرگردانم که نفس‌هایم را به شماره انداخته است. من همه چشم من همه گوش من همه انتظار… انتظار …انتظار…انتظار…


من امشب، یادم رفت آرزویم را بگویم… تو اما… یادت نرود که آرزویی، باران…


می‌شه تا مدت‌ها صحنه‌ای رو تو ذهن مرور کرد که رضا مصرانه می‌گه بخند، بخند، مریم یه کوچولو بخند، جون ِ سهیل بخند و چهره مریم که تو غم لبخند می‌زنه و لحظه‌ای که از پشت شیشه رضا دستای مریم رو می‌بوسه…. آخ که روزی هزار بار این صحنه‌ها رو می‌شه زندگی کرد.


این جا پناه گاه امن منه که می‌تونم فارغ از همه قضاوت‌ها و پیشداوری‌ها از چیزهایی بنویسم که نمی‌شود به هر کسی گفت…


پیش‌نهاد وبلاگ