» 8سالگی

آسه آسه رفتیم پایین هی صدا می‌کردیم خاله خاله! بیا با هم بریم بالا همه منتظرتن! خب هم ترسیده بودیم هم دیدیم هیچ خبری نشد! با شمع هم رفتیم پایین که چراغ روشن نکنیم بفهمن ما اینجاییم! مرده بودیم از ترس..


پیش‌نهاد وبلاگ